رسالههاى خطى فقهى - گروه محققان - الصفحة ٤٥٥ - باب دوم در بيان كيفيت تضمن آيات سوره منافقين بر مذمت تاركين جمعه
پس خوشا [به] حال شما، و اگر شما نيز به صفات ايشان موصوف هستيد پس بايد سعى نماييد و آن صفات را از خود ازاله نماييد.»[١] پس منافق بودن در تنزيل منافى ايمان است، چون منافقان كه مذمت ايشان بسيار در قرآنست، و اما منافق بودن در تأويل منافى ايمان نيست، ولكن طبع بر قلب و دورى از هدايت و غلبه شيطان و عدم قبول حسنات يا قلّت ثواب و امثال آن، شايد ايشان را نيز شامل است، پس بيان مىفرمايد حقّ- عزّ شأنه- در سوره مزبوره صفات منافقين را تا عبرت گيرند مستمعين مؤمنين و حذر كنند از آن.
پس آيه اولى: «إِذا جاءَكَ الْمُنافِقُونَ قالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَ اللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنافِقِينَ لَكاذِبُونَ» اشاره است به آن كه از جمله سمات منافقين و علامات ايشان آنست كه دل و زبان ايشان با مؤمنان، موافق نباشد بلكه زبان ايشان اقرار نمايد و دل ايشان انكار نمايد و گويند: ما با شما موافقايم، و تملّق نمايند در ظاهر، و در باطن دشمن و معاند باشند با اهل حق، پس بايد مؤمنان چنين نباشند. و همچنين هرگاه كسى مؤمن باشد و اقرار نمايد به آن كه نماز جمعه حق است و واجب است وليكن مخصوص جماعت سابقين است و ما مكلّف نيستيم به آن يا مشروط به شرط است، بدون دليل از كتاب و سنت بر اختصاص و اشتراط مذكورَيْن و سه جمعه ترك كنند، منافقاند به حسب تأويل؛ چنان كه در حديث واقع شده است كه: «هر كه ترك كند [نماز جمعه را] سه جمعه منافق است.»[٢]
آيه دوم: «اتَّخَذُوا أَيْمانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ إِنَّهُمْ ساءَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ» اشاره
[١]. ر. ك: مستدرك سفينة البحار، ج ٥، ص ٣٤٦.
[٢]. مستدرك الوسائل، ج ٦، ص ٢٩٩. نصّ حديث از حضرت على( ع) است كه فرمودهاند:« من ترك الجمعه ثلاثاً متتابعة لغير علّة كُتب منافقاً».