رسالههاى خطى فقهى - گروه محققان - الصفحة ٤٦٠ - باب دوم در بيان كيفيت تضمن آيات سوره منافقين بر مذمت تاركين جمعه
٤- و ديگر: در احاديث[١] حضرت رسول ٦ [است] كه مىفرمايد: «اللّهمّ ارحم خلفائي. قيل: يا رسول اللّه، و من خلفاؤك؟ قال: الذين يأتون من بعدي يروون حديثي و سنّتي.»[٢]
و مراد از «علماء» كسى است كه خطيب باشد و قدرى علم به احاديث اهل بيت رسالت داشته [و] قدرت بر انشاء خطبه داشته باشد و عربيّت داند كه لحن در قرائت نكند؛ به جهت آن كه ايشان در اكثر امور شرعيه قائم مقام ائمهاند و اگر در زمان و مكان غيبت ساقط يا ممنوع مىبود، البته واجب بود كه دليلى بر آن نصب نمايند و بفرمايند كه: از ايشان ساقط است، و چون ادلّه عامّه بر فعل وارد شده، و مطلقاً رخصتى در ترك وارد نشده است، مگر از براى كور و لنگ و امثال آنها، پس اگر از ديگران ساقط مىبود البته ذكر مىكردند رخصتى در ترك.
و در آيه هفتم: «هُمُ الَّذِينَ يَقُولُونَ لا تُنْفِقُوا عَلى مَنْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ حَتَّى يَنْفَضُّوا وَ لِلَّهِ خَزائِنُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لكِنَّ الْمُنافِقِينَ لا يَفْقَهُونَ» اشعار است به آن كه از جمله صفات منافقين آن است كه منع مىنمايند از احسان كردن به مؤمنان، تا شايد ترك كنند اجتماع به نماز و استماع خطبه را و متفرّق شوند از يكديگر و ترك كنند عبادت مزبوره را.
و در آيه هشتم: «يَقُولُونَ لَئِنْ رَجَعْنا إِلَى الْمَدِينَةِ لَيُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ لكِنَّ الْمُنافِقِينَ لا يَعْلَمُونَ» اشعار است به آن كه از جمله صفات منافقين آن است كه خود را عزيزترين خلق مىدانستند و اهل حق را ذليلترين مىدانستند و هميشه در صدد اذلال و اهانت ايشان بودند و مىباشند، پس هر يك از تاركين جمعه
[١]. عبارت در نسخه روشن نيست.
[٢]. وسائل الشيعه، ج ٢٧، ص ٩ و ١٣٩.