رسالههاى خطى فقهى - گروه محققان - الصفحة ٧٠ - فصل در نسبها و مراتب آنها
فصل: در نسبها و مراتب آنها
تعريف نسب: نسب در اينجا عبارت است از اتصال و ارتباط يك انسان به ديگرى بر وجه شرعى[١]؛ به خاطر منتهى شدن يكى به ديگرى در ولادت [بسان منتهى شدن فرزند به والدين]، يا منتهى شدن آن دو به شخص سوم [بسان منتهى شدن دو برادر يا دو خواهر به يك پدر يا مادر].
صاحبان نسب داراى سه طبقهاند:
طبقه نخست: در اين طبقه دو گروه ارث بَر وجود دارد:
پدر و مادر؛ كه جانشين ندارند.
فرزندان؛ كه در صورت نبود آنها، نوهها به جاى آنها ارث مىبرند، و در صورت نبود نوه، نتيجه به جاى آن مىنشيند و به همين ترتيب. در فرزندان، ملاكِ ارث بردن مساوى بودن نسبت آنها به ميّت است؛ لذا يك نفر از نسل بالاتر [كه به ميت نزديكتر است] هر چند دختر باشد، حاجب و مانع همه كسانى كه در نسل پايينتر قرار دارند مىشوند. همين حكم در فرزندان خواهر و برادر [كه در طبقه دوم از طبقات ارث قرار دارند]، و نيز فرزندان عمو و عمه و دايى و خاله [كه در طبقه سوم قرار دارند] وجود دارد؛ يعنى در اينها نيز ملاك، مساوى بودن نسبت آنهابه پدران و مادرانشان- كه به جاى آنها قرار گرفتهاند- مىباشد و كسى كه نزديكتر به ميت باشد، مانع ارث بردن دورتر مىشود [مثلاً در صورت نبودن خواهر و برادر، نوبت به فرزندان آنها مىرسد؛ و فرزند خواهر ميت مقدّم بر نوه خواهر ميّت است و ...].
طبقه دوم: در اين طبقه نيز دو گروه ارث بَر وجود دارد:
پدر بزرگها و مادر بزرگها؛ هر چند بالا روند.
برادران و خواهران؛ و در صورت نبود آنها فرزندانشان ارث مىبرند؛ هر چند پايين بيايند.
[١]. قيد« بر وجه شرعى» مىرساند كه بايد انتساب شرعى باشد؛ بنابراين اگر ولادت از راه زنا باشد، موجب نسب نمىشود؛ زيرا شرعاً از زناكار نفى ولد مىشود:« الولد للفراش و للعاهر الحجر».[ مترجم]