رسالههاى خطى فقهى - گروه محققان - الصفحة ٦٨٤
بوده و ذكر جمله اخير ثمرهاى ندارد.
دليل اصلى پاك بودن خون ذبيحه نيز به جز عدم وجوب شستن گوشت بر چيز ديگرى (همچون پاك بودن خون ذبيحه) دلالت ندارد و بعيد است كسى از فقيهان نماز خواندن با خون مزبور را در حالى كه زيادتر از مقدار يك درهم بوده و از نظر غلظت و شدت همچون خون ريخته شده بر زمين باشد، جايز بداند.
شايد همين بيان را در نظريه سيد مرتضى و شيخ طوسى نيز بتوان گفت. ايشان مىگويند چيز نجس علاوه بر آب به وسيله ساير مايعات نيز پاك مىشود. آنها گفتهاند:
شيعه معتقد است كه نجاست، با ساير مايعات طاهر- غير آب- هم پاك مىشود؛ به دليل اين كه غرض اصلى، برطرف كردن عين نجاست است و اين غرض با ساير مايعات- غير آب- نيز حاصل مىگردد.
اين دليل تنها در صورتى صحيح است كه محل، نجس نشده باشد و الاّ اگر محل، نجس شود غرض اصلى، برطرف كردن عين نجاست نخواهد بود، بلكه غرض از آن، طهارت محل خواهد بود و ديگر دليل ذكر شده معنايى ندارد، مگر آن كه از روى جهل و يا تجاهل و بدون در نظر گرفتن مقام بلند سيد مرتضى و شيخ طوسى گفته شود كه اين قياسى بيش نيست.
هدف از موارد ذكر شده اين است كه وقتى در نجاسات اصلى امكان دارد كه تنجيس را در تمام موارد نپذيريم، در متنجّس به طريق اولى مىتوان گفت كه اگر خود متنجس هم نجس باشد مستلزم اين نيست كه ملاقى آن را هم نجس بدانيم.
شيخ اعظم (مرتضى انصارى) در مسأله عدم تنجّس باطن تصريح كرده كه به جز اجماع، دليلى بر تأثّر و تنجّس ملاقى نجس وجود ندارد. اين حال ملاقى عين نجس