رسالههاى خطى فقهى - گروه محققان - الصفحة ٣٣٤ - باب دوم آداب الاستنجاء
[١١٩] مسألة: مشهور از طريق اصحاب ما- رضوان اللّه تعالى عليهم- آن است كه استجمار به احجار و ما في حكمها، مانند استنجاء به آب، مطهّر محل است. و اگر چيزى بعد از استجمار شرعى ملاقى محل شود، متنجس نخواهد شد؛ چه محل بعد از استجمار طاهر است، همچنان كه بعد از استنجاء به آب طاهر است، به مقتضاى مفهوم قول رسول اللّه ٦: «لا تستنجوا بعظم و لا روث؛ فإنّهما لا يطهّران»[١] چه اين مفهوم از اقسام مفاهيمى است كه حجّت است، و حجيّت آن در علم اصول فقه مبيّن شده است و از علماء خاصه بعضى و از فقهاى عامه شافعى و ابو حنيفه مىگويند: بعد از استعمال احجار ثلاثة به طريق مقرر شرعى، محل همان بر نجاست باقى مىماند، و استجمار همين سبب صحت نماز و عفو از نجاست محل مىشود و محل را طاهر نمىسازد؛ چه عين نجاست اگر چه زايل است اما اثر باقى است.
[١٢٠] مسألة: رايحه اعتبار ندارد، و زوال آن در طهارت محل شرط نيست مطلقاً؛ به دليل نص[٢] و اجماع.
در استجمار زوال عين و رطوبت براز معتبر است، و بقاء اثر ضرر ندارد و در استنجاء به آب، زوال عين و اثر شرط است و بقاى رايحه منافى حصول طهارت نيست.
[١٢١] مسألة: اگر با استعمال ادوات استجمار، عين نجاست زايل شود، و بعد از زوال عين، تأثير هوا يا حرارت آفتاب سبب زوال رطوبت نجاست و منشأ حصول جفاف در محل باشد، طهارت حاصل است و لازم نيست كه استعمال آلات سبب جفاف شود.
[١]. اين حديث را محقق در المعتبر في شرح المختصر، ج ١، ص ١٣٠ نقل نموده است.
[٢]. تهذيب الاحكام، ج ١، ص ٢٨، ح ٧٥؛ وسائل الشيعة، ج ١، ص ٣٢٢، ب ١٣ از ابواب احكام الخلوة، ح ١.