رسالههاى خطى فقهى - گروه محققان - الصفحة ٢٦٢ - اصل سوم وجوب نماز
إلّا نادى ملك بين يدي الناس: أيّها الناس قوموا إلى نيرانكم التي أوقدتموها على ظهوركم فأطفئوها بصلاتكم»[١] هيچ نمازى كه وقت آن حاضر شود نيست الّا آنكه ملكى از ملائكه موكله بر اعمال عباد ندا كند در برابر مردم كه اى مردمان، برخيزيد به جانب آتشهاى گناهان خود كه به هيزم معصيت بر پشت خود افروختهايد، پس اطفاى شعله آن آتشها بكنيد و فرونشانيد التهاب و اشتعال آن را به آب نهر نماز خود.
تاسع: از طريق كافى كلينى- رضوان اللّه تعالى عليه- في الصحيح عن زرارة عن أبي جعفر (ع)، قال: «بينا رسول اللّه ٦ جالس في المسجد إذ دخل رجل فقام يصلّي، فلم يتمّ ركوعه و لا سجوده، فقال ٦: نقر كنقر الغراب، لئن مات هذا و هكذا صلاته ليموتنّ على غير ديني»[٢]؛ به سند صحيح از زرارة از مولاى ما أبي جعفر الباقر (ع) فرمود: كه روزى از روزها رسول ٦ نشسته بود در مسجد كه مردى داخل مسجد شد، پس برخاست به نماز گذاردن، پس نماز گذارد از روى استعجال، بىاكمال ركوع و سجود و اتمام وظائف و آداب، پس رسول ٦ فرمود: اين مرد نمازگزارنده، در نماز خود، نظير كلاغى است در برچيدن دانه از روى زمين به منقار، و نماز او با اين قيام و قعود و ركوع و سجود شبيه نقر آن كلاغ است، اگر اين شخص بميرد و نماز او در مدت حيات به اين قاعده بوده باشد، هرآينه از لباس حيات عارى خواهد شد بر غير دين من، يعنى بر دين ديگر غير دين اسلام. نعوذ باللّه من ذلك.
عاشر: به طريق أبي جعفر كلينى در كافى از سهل بن زياد از نوفلى از سكونى از
[١]. من لا يحضره الفقيه، ج ١، ص ٢٠٨، ح ٦٢٤.
[٢]. كافى، ج ٣، ص ٢٦٨، ح ٦.