رسالههاى خطى فقهى - گروه محققان - الصفحة ٦٨١
[متن رساله]
زمانى كه در درس استاد فاضل پرهيزكارم (حاج آقا رضا همدانى) مؤلف كتاب (مصباح الفقيه) حاضر مىشدم اين نظريه او كه متنجس جامد موجب تنجيس ملاقى خود نمىشود به ذهن من نيز مىرسيد ولى به خاطر ترس از آنچه مىشنيدم كه ضرورت و اجماع بر خلاف اين نظريه است آن را ابراز نمىكردم. وقتى به ايران بازگشتم و در درس، نوبت بررسى اين مسأله رسيد آن را بررسى نمودم، ولى عنوانى براى آن در كتابهاى فقيهان گذشته نديدم و نيز فتواى فقيهى از علماى پيشين و نصّى (از احاديث) را در اين زمينه نيافتم.
از اين رو به يكى از بزرگان فقه و كلام كه با قلم و زبان خود به مجاهده و دفاع از دين مشغول است، (نزديكترين دوستم كه حاضرم برايش جانفشانى كنم و شايد راضى به گفتن نامش نباشد) نامهاى نوشتم و از او در باره دو گمشده خود يعنى فتواى حداقل يك فقيه (از علماى گذشته) وتنها يك روايت در اين مسأله را سؤال كردم و گفتم اگر پاسخ آن را نيابم اين بيت شعر سيد بحر العلوم- در كتاب درّه- را كه مىگويد:
«حكم به تنجيس متنجس، مورد اجماع فقيهان گذشته است و مخالفين اين حكم در ميان فقيهان متأخر نيز اندك اند»، تغيير داده و آن را به اين صورت بيان مىكنم:
«حكم به تنجيس متنجس از نو آورىهاى فقيهان متأخر است و در بين فقيهان گذشته قائلى براى آن نيافتيم».
اين عالم بزرگ نامهاى به من نوشت و در آن به طور مناسبى به بحث پرداخت ولى در آن خبرى از دو گمشده من نبود. بنابراين من به نوشتن اين جواب پرداختم كه در واقع درخواستى از فاضل جواد براى معلوم نمودن مراد اوست، «استيضاح المراد من الفاضل الجواد».