رسالههاى خطى فقهى - گروه محققان - الصفحة ٤٥٧ - باب دوم در بيان كيفيت تضمن آيات سوره منافقين بر مذمت تاركين جمعه
اين معنى عين فسق و محض استكبار است، و از احاديث اهل بيت اطهار مستفاد مىشود كه ترك جمعه و جماعت مؤمنين، و ارتكاب كبيره، و اصرار بر صغيره، بيرون مىبرد از عدالت[١] و مادام كه صدور اين امور از كسى ثابت نباشد، نفى عدالت او نتوان كرد، بلكه محكوم عليه به عدالت است؛ هر چند در واقع فاسق باشد، و جايز نيست ما را كه تجسّس از حال باطن كنيم.
و همچنين گاهى واجب تخييرى مىدانند و هرگز اختيار نمىكنند و نكردهاند به جهت عذر مزبور. و گاهى منقلب مىشوند از آن و قائل به حرمت مىشوند، بعد از آن متحيّر مىشوند و مىگويند: نمىدانيم. و گاهى مقلّد مجتهدى مىشوند كه او حرام مىداند بدون آن كه دليلى بر حرمت او داشته باشد از كتاب يا سنّت- كه ثقليناند- و آيات و روايات را تأويلات و تحريفات مىكنند، و تفاخر مىكنند كه: من اين معنى تازه [را] گفتهام امروز و نصب العين او ابطال و اهمال اين فريضه است و نمىدانند كه تغيير حكم شرع به دقّت طبع، به جز طبع بر قلوب ثمره [اى] ندارد.
آرى، اگر ادلّه شرعيّه- كه نصوص الهيه و روايات نبويّه و اخبار عترت است- اگر متعارض شوند، ذهن مستقيم و طبع سليم رفع تنافى آنها به معنى مىتواند كرد، كه با همه موافقت داشته باشد، خوب است، نه آن كه آيات و روايات متوافقه را بدون معارض، به مجرّد آن كه منافى رأى ايشان باشد، تأويل نمايند، و خواهند كه آيات و
[١]. ر. ك: ثواب الاعمال، شيخ صدوق، ص ٢٣٣.