رسالههاى خطى فقهى - گروه محققان - الصفحة ٥٩٨ - صورت سؤال
كه مرقوم شد. «فَمَنْ بَدَّلَهُ بَعْدَ ما سَمِعَهُ فَإِنَّما إِثْمُهُ عَلَى الَّذِينَ يُبَدِّلُونَهُ»[١] تحريراً فى شهر شعبان المعظم سنه ١٢٦٤ ه.
بعد از فوت آن مرحومه عالى جناب ملا احمد كه برادر موقوف عليها است مدّعى شده كه او فقيره شده وعين موقوفه را به من مصالحه نموده به مبلغ چهل تومان.
بيان نماييد:
١. بيع اين وقف جايز است يانه؟
٢. وبر فرض جواز، به لفظ «صلح» نيز جايز است يا نه؟
٣. و بر فرض جواز، در صورت فقر جايز است بيع اين وقف يا نه؟
٤. و بر فرض جواز، آيا مجرّد فقر كفايت مى كند، يا آن كه بايد بيع آن اصلح باشد به حال او؟
٥. و على أيّ تقديرٍ، موقوف عليها، زوج او متكفل اخراجات ضروريّه او بود، علاوه آن كه خود آن مالكه، مالك اجاره وقف مبالغى وغيرها از دكاكين بود، محتاج به فروش او نبود، و قريب به هزار تومان ادعا به برادران خود داشت، آيا با وجود اين، فقيره است يا مليّه؟!
٦. و على أيّ تقدير، دراين بيع رضاى پسر موقوف عليها عالى شان «محمّدحسين» كه در زمان وقف نمودن جدّ او، طفل بود، و وقف را به جهت رونماى او نمود، شرط است، و او هم داخل موقوف عليه و شريك والده بوده يا نه؟
٧. وعلى أيّ حال، ملك مرقوم صد و پنجاه تومان، بلكه دويست تومان يا علاوه قيمت دارد، و اجاره او هر ماهه مبالغ كلى مىشود، آيا با وجود اين، مصالحه نمودن به چهل تومان صحيح است يا نه، يا يكدفعه جايز است فروختن او؟
[١]. بقره، آيه ١٨١.