رسالههاى خطى فقهى - گروه محققان - الصفحة ٤٦٣ - باب دوم در بيان كيفيت تضمن آيات سوره منافقين بر مذمت تاركين جمعه
سوم: آن كه گاهى اقرار مىكنند به حق بعد از آن انكار مىكنند، و باطل را ترجيح مىدهند بر او.
چهارم: آن كه ظاهر ايشان با وجود آنچه مذكور شد، خوب و خوشاينده است، و سخن ايشان مقبول مىنمايد.
پنجم: آن كه طلب آمرزش از تقصيرات نمىكنند بلكه تقصير به خود راه نمىدهند، و ديگران را نيز مانع مىشوند از رفتن به خانهى خدا و طلب آمرزش كردن.
ششم: آن كه استغفار ديگران فايده به حال ايشان نمىكند؛ چه ايشان اقرار به تقصير خود ندارند و از خانه خدا و ذكر خدا دورى مىكنند.
هفتم: آن كه منع مىكنند ديگران را از احسان به مؤمنين و غرض ايشان متفرّق شدن مؤمنان است.
هشتم: آن كه خود را عزيز مىدانند و ايشان را ذليل مىدانند.
پس هر كه دانست كه اينها صفت نفاق است و از همه احتراز كرد و خود را پاك ساخت، مؤمن خواهد بود. اجابت نداى خوش ادا در آيه نهم: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُلْهِكُمْ أَمْوالُكُمْ وَ لا أَوْلادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ» مىنمايد وليكن شايد غافل شود به سبب اشتغال به حفظ مال و تربيت اطفال، و فراموش كند از سعى به «ذِكْرِ اللَّهِ»، لهذا تنبيه فرموده است مؤمنان را كه: مبادا به سبب اموال و اولاد از رفتن به ذكر خدا غافل شويد.
و از اين جا[١] لازم مىآيد كه هرگاه مالى داشته باشد كه اگر به نماز جمعه برود، دزد مىبرد، و فرزند بيمار دارد كه اگر به نماز جمعه مىرود تلف مىشود، بايد به نماز حاضر شود و دست از مال و فرزند بردارد.
[١]. اين ظاهراً دفع دخل مقدّر است و اشكالى است كه جهت پاسخ به آن مطرح مى شود.