رسالههاى خطى فقهى - گروه محققان - الصفحة ٣٢٢ - باب دوم آداب الاستنجاء
به آب، و بعد از زوال، آب ريختن بر محل، كافى است و اگر آب مفقود باشد، مسح مخرج بول و تنشيف رطوبت نجاست به جسمى طاهر، مانند سنگ و خزف و پنبه و امثال آن، واجب است تا نماز صحيح باشد و محل به آن پاك نمىشود و بر خبثيّت نجاست بول باقى مىماند، پس نزد وجدان[١]، استنجا به طريق معهود شرعى، چنانچه مذكور شد، واجب است تا نجاست خبث بول زايل و محل طاهر و تلبّس به نماز مشروع شود.
[٨٩] مسألة: بر أغلف- به اعجام عين بعد از همزه و فاء بعد از لام- يعنى[٢] كسى كه مختون نباشد- واجب است كشف بسره- به ضم باء موحّده و اسكان سين مهمله قبل از راء مفتوحه- كه عبارت است از رأس حشفه، اگر ممكن بوده باشد تا آب بر مخرج بول وارد شود؛ چه از بواطن نيست تا وجوب غسل ساقط باشد، بلكه در حكم ظاهر و شستن آن به حكم شرع واجب است.
و اگر مرتتق- به ضم ميم و اسكان را و فتح تاء اوّلى و كسر تاء ثانيه قبل از قاف- يعنى غلاف يا بسره[٣] ملتئم و چسبنده باشد،[٤] اشبه پيش من آن است كه به قدر ممكن ايصال آب به ما تحت غلاف از بسره لازم است، همچنانكه جدّ متبحّر من در شرح قواعد گفته است و علامه در منتهى و شهيد محقق در ذكرى[٥] الحاق آن به بواطن كرده مىگويند: حكم مختتن بر او جارى و ظاهر غلاف به جاى بسره واجب الغسل و اعتبار وصول آب به ما تحت ساقط است.
[١]. در« ص» اضافه:« آب» آمده است.
[٢]. عبارت در بعض نسخهها اين طور است:« يعنى بعد».
[٣]. در غير از« ب» اضافه« يا بصره» است.
[٤]. الكافي، ج ٣، ص ١٧، ح ٩، تهذيب الاحكام، ج ١، ص ٢٨- ٢٩، ح ٧٥.
[٥]. ذكرى الشيعة، ج ١، ص ١٧٣.