رسالههاى خطى فقهى - گروه محققان - الصفحة ٣٢٣ - باب دوم آداب الاستنجاء
[٩٠] مسألة: در استنجاء مطلقاً، شستن باطن لازم نيست و در عدم وجوب غسل باطن ميان مرد و زن، خواه بكر و خواه ثيّب، فرق نيست. و بر ثيّب غسل آنچه از فرج ظاهر مىشود در وقت جلوس بر قدمين، واجب است، و اگر داند كه بول به مدخل ذكر و مخرج ولد و حيض رسيده است، شستن آنچه ظاهر باشد واجب است.
[٩١] مسألة: غسل احليل و فرج از آنچه بيرون آيد، سواى بول و منى و خون، واجب نيست، خواه جامد باشد مثل سنگ ريزه و كرم، و خواه مائع مثل مذى و وذى و رطوبت فرج و ساير رطوبات، اگر خالص باشد و آلوده نبوده باشد به نجاست و همچنين شستن دبر واجب نيست از هرچه بيرون آيد إلّا براز و خون.
[٩٢] مسألة: در مطلق استنجاء زوال عين و اثر معتبر است و رايحه اعتبار ندارد، چنانچه در نص حديث وارد شده[١] است؛ چه رايحه عَرَض است و مناط حكم نيست و در استجمار- كه عبارت است از استنجاء به احجار در براز غير متعدّى، زوال اثر نيز معتبر نيست، بلكه همين زوال عين به احجار لازم است.
[٩٣] مسألة: در استجمار سه سنگ مقرر است بالفعل يا بالقوة، و يك سنگ كه سه شعبه داشته باشد، سه شعبه آن يك سنگ در استجمار، مثل سه سنگ متعدد بالفعل است على الأقوى؛ چه مقصود- كه ازاله خبث است از محل- به آن حاصل مىشود.
و ثلاث مسحات- كه در حديث شريف نبوى وارد شده[٢]- شامل آن
[١]. تهذيب الاحكام، ج ١، ص ٢٨، ح ٧٥، وسائل الشيعة، ج ١، ص ٣٢٢، ب ١٣ از احكام الخلوة، ح ١.
[٢]. نص حديث اين است:« إذا جلس أحدكم لحاجته فليمسح ثلاث مسحات» ذكرى الشيعة، ص ٢١، و معناى آن در كنز العمال، ج ٩، ص ٣٥١، ح ٢٦٣٩٩ مىباشد.