رسالههاى خطى فقهى - گروه محققان - الصفحة ٢٨٧ - باب بداءة القول في الطهارات
وضويى كه رافع حدث بوده است، و در وضوى كون بر طهارت، و در وضوى تأهّب، و در اعاده وضويى كه قبل از استنجاء به آب واقع شده، و در وضو به جهت تخلّل حدث اصغر در اثناى غسل جنابت، و در اعاده وضو بعد از رعاف و قى و تعمّد قهقهه در حالت نماز و عروض قراقر در شكم و بالجملة، در اعاده هر وضو كه رافع حدث بوده است، نيّت رفع حدث لازم است و بىقصد رفع حدث، آن وضوى مندوب به فعل نمىآيد و در باقى وضوءات معدوده، متوضّى اختيار دارد در ادخال رفع حدث در نيت و اسقاط آن و اقتصار بر ذكر غايت و تعيين استحباب و قصد قربت.
[٥٠] مسألة: هرگاه اقتصار بر ذكر غايت شده باشد، نماز به آن وضو صحيح نيست، و مس كتابت قرآن نمىتوان كرد، مگر قصد شده باشد كه آن غايت كه وضو از براى آن مىكند، على الوجه الأكمل به فعل آيد، چه اين قصد در قوّت نيت رفع حدث است و در اين صورت به همان وضو، نماز مىتوان كرد، على الأقرب.
و جدّ محقق من- قدّس اللّه تعالى روحه- مىگويد: اگر قصد وقوع غايت على وجه الكمال كرده است، آن وضو مبيح نماز مىشود، و من در تسويغ مضايقه دارم، و در ترتّب اباحت نماز بر اين وضو اعتبار قصد اكمليت مىكنم و قصد مجرّد كمال را كافى نمىدانم؛ چه اتيان به غايت مقصوده- مانند تلاوت قرآن و حمل مصحف و دخول قبه معصوم و امثال آن- بىوضو، ناقص است، و با وضو غير رافع حدث، كامل و با وضويى كه رفع حدث كند، اكمل پس قصد مجرّد كمال، در قوّت قصد رفع حدث نيست.
و شيخ شهيد نيز- قدّس اللّه تعالى- در ذكرى اعتبار وجه اكمل كرده است[١].
[١]. نگاه كنيد به: ذكرى الشيعة، ج ٢، ص ١٠٨.