رسالههاى خطى فقهى - گروه محققان - الصفحة ٢٧٩ - باب بداءة القول في الطهارات
و صدوق، ابو جعفر بن بابويه- رضى اللّه تعالى عنه- حكم به وجوب اعاده و احتجاج به روايت عمار ساباطى كرده است[١]، و آن روايت محمول است بر استحباب، على الأصحّ.
سى و يكم: متوضى را به سبب خروج مذى، اعاده وضو مستحب است، و آن- به فتح ميم و اسكان ذال معجمه- آبى است رقيق لزج كه بعد از ملاعبت زنان يا تقبيل از روى شهوت بيرون مىآيد و ابن جنيد آن را ناقض طهارت و موجب اعاده وضو شمرده[٢] و احتجاج به روايتى[٣] كرده كه اصحّ، حمل آن است بر استحباب.
سى و دوم: بعد از خروج وذى اعاده وضو سنت است، و آن- به اعجام ذال ساكنه- آبى است كه ساعتى بعد از خروج منى بيرون مىآيد و ابن جنيد آن را ناقض طهارت[٤] و موجب اعاده وضو مىداند.
سى و سوم: اعاده وضو به سبب خروج ودى- بسكون دال مهمله- مستحب است، و آن آبى است كه عقب بول بعد از استبراء بيرون مىآيد و در اخبار امر به اعاده وضو و تعليل به آنكه اين رطوبت از دريره بول- به اهمال دال مفتوحه[٥]- بيرون مىآيد، وارد است[٦].
[١]. من لا يحضره الفقيه، ج ١، ص ٣٩، ح ١٤٨.
[٢]. مختلف الشيعة، ج ١، ص ٩٤، مسأله ٥٢.
[٣]. احتجاج به روايت محمد بن اسماعيل نموده كه در تهذيب الأحكام، ج ١، ص ١٨، ح ٤٢ و استبصار، ج ١، ص ٩٢، ح ٢٩٥ آمده است.
[٤]. آن را نيافتيم.
[٥]. در حاشيه آمده است:« دريرة قطرهاى گرد و باقى مانده پيش هم دريرة گويند.»( منه( ره».
[٦]. وسائل الشيعة، ج ١، ص ٢٨٠، ب ١٢ از ابواب نواقض وضو، ح ١٤.