رسالههاى خطى فقهى - گروه محققان - الصفحة ٥٦٧ - فرق چهارم عدم لزوم بذل مالى كه ضرر به حال رساند
كه در عصر نبى ٦ معمول بوده.
و مراد از مال صلح با كفار مالى است كه در مصالحه كفار، از آنها گرفته شود و صرف مىشود تجهيز عساكر اسلام، و اگر چيزى زياد ماند به مجتهدين مىرسد تا به فقراى مسلمين تقسيم كنند.
و مراد از انفال امام (ع) چند چيز است:
يكى: بقاياى غنائم كفار است كه ولىّ امر پيش از قسمت براى خود انتخاب كند، مانند اسب دونده و جاريه جميله و سيف صارم و البسه نفيسه و ساير نفايس.
ديگرى: اراضى انفال و آن عبارت است از قطعات ملوك كفار كه اراضى اختصاص آنها است و ارض موات بالاصل و آنچه در حكم آن است و بالفعل قابل تعمير نيست و رؤس جبل و بطون اوديه، و زمينى كه از آب دور يا آب بر آن غالب يا نيزار باشد يا درخت يا ريگ يا خاك آن بسيار بوده و احياى آن مشقت كلى در كار باشد.
و زمينى كه اهل آن تلف و هلاك شده و وارثى از ايشان نمانده و اثرى از ايشان معلوم نيست.
و زمينى كه اهل آن جلا كرده و در يد استيلاى مسلمين است.
و زمينى كه اهل آن بدون لشكر كشى تسليم كردهاند.
و زمينى كه در زمان حضور امام (ع) پارهاى از سپاه بدون اذن امام (ع) به آنجا رفته و به تصرف در آوردهاند.
لكن همه اينها مختص نبى ٦ و امام (ع) است و ملك كسى نمىشود و در اين زمان غيبت كه استيذان از امام (ع) ممكن نيست توليت آن با مجتهدين است و بايد صرف فوايد آن در اقسام طاعات و انواع قربات نمايند و اگر ايشان را متعذر باشد بايد به پادشاه اسلام اذن دهند و اگر نه اذن دهند و نه قيام آن توانند نمود، واجب است پادشاه