ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٤٥١ - *(وقوف در مشعر الحرام) *
پيش از آن هر آينه از گمراهان بوديد».
و ميبايد وقوف تو در حال داشتن غسل باشد، و در آن حال بگو:
«اللّهمّ ربّ المشعر الحرام، و ربّ الّركن و المقام، و ربّ الحجر الأسود و زمزم، و ربّ الأيّام المعلومات، فكّ رقبتى من النّار و أوسع علىّ من رزقك الحلال، و ادرأ عنّى شرّ فسقة الجنّ و الانس، و شرّ فسقة العرب و العجم. اللّهمّ أنت خير مطلوب اليه، و خير مدعوّ و خير مسئول، و لكلّ وافد جائزة، فاجعل جائزتى في موطنى هذا أن تقيلنى عثرتى، و تقبل معذرتى، و تتجاوز عن خطيئتى، و تجعل التّقوى من الدّنيا زادى، و تقلبنى مفلحا منجحا مستجابا لى بافضل ما يرجع به احد من و فدك و حجّاج بيتك الحرام».
«خدايا، اى صاحب مشعر الحرام، و مالك ركن و مقام، و دارنده حجر الاسود و زمزم، و خداوند «ايّام معلومات»، گردنم را از بند دوزخ آزاد ساز، و روزى حلالت را بر من بگستران، و شرّ فسقه جنّ و انس و شرّ فسقه عرب و عجم را از من دفع فرماى. خدايا، تو بهترين كسى هستى كه دست طلب بسوى او گشوده مىشود، و بهترين كريمى هستى كه سائلى آهنگ در خانه او ميكند، و هر زائرى را جائزهاى است، پس جائزه مرا در اين مقام اين قرار ده كه مرا از در افتادنم بپا دارى، و مشمول عفو خويشم سازى، و معذرتم را بپذيرى، و از خطايم درگذرى، و از اين دنيا تقوى را توشه راهم سازى، و رستگار و پيروز با استجابت دعايم، با بهترين ره آوردى كه يكى از زائران و حجگزاران بيت الحرام تو بوطن بازمىگردد، بوطنم بازگردانى».