ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٢٥٩ - *(باب كفاره انواع حيواناتى كه) * *(محرم آنها را شكار كند) *
و چون محرم شكار را بكشد جزاى آن بر عهده او است، و ميبايد تا شكار را بر مسكينان صدقه كند. پس اگر بار ديگر صيدى را از روى عمد بكشد، جزاى آن بر او نيست، و او از كسانى است كه خدا از ايشان انتقام ميگيرد، و اين انتقام در آخرتست، و اين مضمون قول خداى عز و جل است كه گفت: «خدا از آنچه گذشته است گذشت، و كسى كه- گناهان را- اعاده كند خدا از او انتقام ميگيرد» ولى در صورتى كه شكارى را بزند، و پس از آن از روى خطا آن را اعاده كند، پس در هر نوبت كه اعاده كرد كفارهاى به او تعلق ميگيرد.
و هر كار كه محرم از روى جهالت انجام دهد، در برابر آن چيزى بر ذمّه او نيست، مگر شكار كه فديه آن بر ذمّه او است. پس اگر از روى عمد مرتكب آن شود هم فديه آن را بر ذمّه دارد، و هم گناه آن را.
و باكى نيست كه محرم ماهى را شكار كند، و تازه آن و نمك سود آن را بخورد، و توشهاى از آن بسازد. پس اگر ملخى را بكشد، يك دانه خرما بر ذمّه او است، و يك دانه خرما از يك ملخ بهتر است. پس اگر تعداد ملخ بسيار باشد، خون گوسپندى بر ذمّه او است.
٢٧٣٢- و ابو جعفر ٧ بر مردم گذشت، در حالى كه ملخ ميخوردند، پس فرمود: سبحان اللَّه! و شما محرميد؟! گفتند: اينها از دريا هستند. گفت: اگر چنين