ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١٧٧ - *(باب آداب مسافر) *
روايت كرده است كه فرمود: لقمان با پسرش گفت: چون با گروهى سفر كنى، در كار خود و كار ايشان بسيار مشورت كن، و در لبخند زدن بروى ايشان بكوش، و در باره توشه سفر خود با آنان كريمانه عمل كن، و چون تو را بخوانند نداى ايشان را اجابت نماى، و چون از تو يارى طلبند ياريشان كن، و طول سكوت، و كثرت نماز، و سخاوت طبع نسبت به مركب يا توشهاى را كه در اختيار دارى بكار بند. و چون از تو بخواهند كه در باره حقّى گواهى دهى براى ايشان گواهى كن، و چون در كارى با تو مشورت كنند رأى خود را به ايشان باز نماى. و آنگاه پيش از آنكه در كار تأمّل و تدبّر كنى عزيمت مكن. و در مورد مشورت، پيش از آنكه در حال قيام و قعود، و صرف طعام و انجام نماز، فكر و حكمت خود را بكار برى جواب مگوى، زيرا كسى كه در نصيحت خود بكسانى كه با او مشورت كنند شرط اخلاص را بجا نياورد خدا رأى و تدبيرش را از او سلب ميكند، و امانتش را از او انتزاع مينمايد. و چون به بينى كه يارانت پياده ميروند، تو نيز همگام ايشان شو، و چون به بينى كه ايشان بكارى مشغولند تو نيز با ايشان همكارى كن، و چون صدقهاى ببخشند، يا وامى بدهند، تو نيز با ايشان شركت نماى، و بسخن كسى كه از تو بزرگتر است گوش فرا دار، و چون تو را بكارى امر كنند، و