ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١١٦ - لقطه حرم
پس آن در حكم مال خود تو است.
شرح: «اين خبر صحيح است، و ظاهر آن جواز اخذ لقطه حرم، و عدم جواز تملّك آن بعد از اعلام و تعريف است. و اصحاب در اين باره اختلافى بسيار دارند، چنان كه شيخ در كتاب النهايه و جماعتى از فقهاء بر اين عقيدهاند كه لقطه حرم مطلقا حلال نيست، و محقق در كتاب نافع و جماعتى ديگر معتقدند كه چنين لقطه مطلقا مكروهست. و جماعتى معتقدند كه قليل آن مطلقا جايز است. و بسيارى ديگر معتقدند كه با نيت اعلام و تعريف مكروهست. و قول بكراهت از قوت خالى نيست. سپس در حكم لقطه بعد از التقاط اختلاف واقع شده است، چنان كه محقق و جماعتى قائل بمخيّر بودن ميان تصدق و لا ضمان، و ميان باقى گذاشتن آن برسم امانت شدهاند، زيرا تملك آن مطلقا جايز نيست».
و روايت شده است كه از جمله اسامى مكّه
بكّه و أمّ القرى و امّ رحم و باسّه
است و وجه تسميه
«باسّه»
اينست كه چون مردم در آنجا ستم ميكردند، ايشان را هلاك مىساخت، و مردم آن شهر چنان بودند كه چون ستمى بر ايشان وارد مىشد رحم مىكردند.
شرح:
«امّ رحم»
در بيشتر نسخهها با جيم آمده است، و صواب در اين باب- چنان كه در خبر ابو بصير ذكر شده- امّ رحم- با حاء مهمله- است، و خبر ابو بصير چنين است: «
و مكّه امّ رحم
ناميده مىشود، زيرا مردم زمانى كه مجاور آنجا مىشدند، رحم مىكردند» و ظاهرا اينست كه آنچه مصنّف ذكر كرده مضمون همين خبر است، و تصحيف از جانب كاتبان سرزده است، و يا اينكه اين خبرى ديگر است، و منافاتى ميان آن دو خبر نيست، و در نهايه ابن اثير آمده است كه: «رحم»- بضم- رحمت است، و از همين بابست حديث مكّه «آن
امّ رحم
است» يعنى اصل رحمت است. و در حديث مجاهد آمده است كه: از جمله نامهاى مكّه
«باسّه»
است، و وجه اين تسميه اينست كه مكّه كسانى را كه در آنجا مرتكب خطا شوند درهم مىشكند، و «بسّ» بمعنى