ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٥١٥ - *(زيارت ديگرى متعلق به امير المؤمنين
زكات را بپرداختى و به نيكىها و درستيها امر فرمودى، و از ناروائيها بازداشتى، و متابعت پيمبر را نمودى، و كتاب خدا را بحقّ تلاوت كردى و پيام خدا را عزّ و جلّ به مردم رسانيدى و به پيمان خدائيت وفا نمودى، و كلمات خدا بتو تمام گشت، و در راه حقّ بدرستى انجام وظيفه كردى و براى خدا و رسولش اخلاص ورزيدى، و جان خود را در راه خدا بذل نمودى و با كمال پايدارى و كوشش از دين حقّ دفاع كردى در حالى كه برسولش ايمان داشتى و خواستار رضاى خدا بودى و وعده او را طالب بودى و بر آنچه بر آن بودى از اعتقاد شاهد و شهيد و مشهود گذشتى، پس خداوند از جانب رسول و اسلام و اهل آن تو را بهترين جزا و پاداش عطا فرمايد. تو در گرايش باسلام پيش قدم بودى و در ايمان بااخلاصتر و در تعيين محكمتر و از همه خدا ترستر، و سوابقت بيشتر و درخشانتر و درجهات بلندتر و مقام و منزلتت شريفتر بود، و كرامت و بزرگيت نزد او از همه بيشتر بود، تو توانا بودى هنگامى كه يارانش ضعف نشان ميدادند، و به ميدان شتافتى زمانى كه آنان زبونى گرفتند، و قيام كردى هنگامى كه آنان سستى ورزيدند و بر روش رسول خدا ٦ محكم و استوار بودى برغم أنف و كورى چشم منافقان و به خشم از خدا بىخبران و حسودان و كينه تبهكاران، به امر امامت برخاستى و ناتوانى از خود نشان ندادى آنگاه كه ديگران زبونى گزيدند، و سخن گفتى آنگاه كه همه دم فرو بستند، و در پرتو نور خدا گام برداشتى هنگامى كه ديگران توقّف نمودند، پس هر كس پيروى از تو كند براستى كه راه يافته است، از همه كمتر ميگفتى ولى از همه درستتر و منطقىتر و رأيت از همه بيشتر و بزرگتر، و شجاعت و دليريت از همه بيشتر و يقينت محكمتر و عملت نيكوتر، و در امور از نظر انديشه بىنيازتر بودى.
هم در آغاز كه مردم پراكندگى گرفتند تو سرور و رئيس آئين بودى- آنگاه كه رسول خدا ٦ از دنيا رفت- و هم در آخر- وقتى كه عثمان كشته شد- و همه سستى گرفتند، تو پدرى مهربان براى مردم بودى زمانى كه تحت سرپرستى تو درآمدند، و بار گرانى را كه ديگران از بدوش كشيدن آن وامانده بودند تو بعهده