ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٤٧١ - باب تحريم مدينه و فضل آن شهر
فرمود: رسول خدا ٦ شكار كردن در ميان «لابتين»[١] مدينه را تحريم فرمود، و در مسافت بريد در بريد[٢] اطراف مدينه بر كندن علف و بريدن درخت- بجز دو چوب ناضح[٣]- را تحريم نمود.
٣١٤٩- و روايت شده است كه «لابتين» مدينه منطقهاى است كه حرّهها آن را احاطه كردهاند.
٣١٥٠- و در خبر ديگر روايت شده است كه: «ما بين لابتين مدينه» ميان «صورين» تا «ثنيّه»[٤] است. و درختانى كه آنها را تحريم كرده، ميان «ظلّ- عائر» و «فىء وعير» است. و بخش نحريم شده همانست، و شكار آن مانند شكار- مكّه نيست، زيرا كه اين شكار خورده مىشود، و آن خورده نميشود.
[١] لابتين مثنّاى« لابه» است، و لابه و« حرّه» بمعنى سنگلاخ يا سنگستانست، چنان كه در نصاب آمده است كه: ... حرّه لابه سنگستان و مقصود از لابتين در اينجا سنگستان واقم و وبره است كه از سنگهاى سياه آتش فشانى تشكيل شده، و در دو طرف شرق و غرب مدينه گسترده است.
[٢] بريد مسافتى است كه پيك آن را طى ميكند، و طول آن دوازده ميل است.
[٣] ناضح بمعنى شتر آبكش است، و دو چوب ناضح چوبهائى است كه بر روى آنها آب را از چاه ميكشند. و مقصود از استثناء در اينجا اينست كه بريدن درخت براى تهيّه اين دو چوب حرام نيست.
[٤] صورين تثنيه صور- بفتح اوّل و سكون ثانى- نام موضعى از دورترين نقطه بقيع غرقد در طرف جاده محله بنى قريظه است.
و ثنيه- بفتح اول و تشديد ياء- در اصل لغت بمعنى گردنه كوهستانى پر آمد و شد است، و مدينه داراى دو ثنيه است كه بر آن شهر مشرفست، يكى ثنيه« مدران» بر وزن كرمان در سمت شمال غربى مدينه كه در آنجا مسجدى منسوب به پيمبر٦ بنا شده است و ديگر ثنيه وداع در سمت جنوب غربى مدينه است،