ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٢٨٥ - *(باب حكم كسى كه طوافش بسبب نماز يا غير آن قطع شود) *
در باره كسى كه پيرامون كعبه طواف ميكرده، و در اين حال امكان دخول كعبه براى او دست داده، تا به آن داخل شده است، از امام صادق ٧ روايت كرده است كه گفت: چنين كسى ميبايد طوافش را از سر بگيرد.
٢٧٩٨- و حمّاد بن عثمان از حبيب بن مظاهر روايت كرده است كه گفت:
طواف واجب را آغاز كردم، پس يك شوط را بپايان رسانده بودم كه ناگهان انسانى بينى مرا مورد اصابت قرار داد، تا آن را خونين كرد، از اين رو از مسجد خارج شدم، و آن را شستم، و باز آمدم، و طواف را از سر گرفتم، پس چون اين ماجرا را با امام صادق ٧ بازگفتم، گفت: كار بدى كردى! براى تو سزاوار آن بود كه شوطهاى طواف را بر همان پايه شوطى كه انجام داده بودى قرار دهى سپس گفت: ولى از اين بابت چيزى بر ذمّهات نيست.
٢٧٩٩- و از صفوان جمّال روايت شده است كه گفت: به امام صادق ٧ گفتم: شخص بسراغ دوست خود مىآيد (تا براى انجام كارى از او يارى طلبد) در حالى كه او مشغول طوافست (در اين صورت تكليف طوافكننده چيست؟) امام گفت: (تكليف او اينست كه) در برآوردن حاجتش با او خارج مىشود، و پس از آن باز ميگردد، و بقيه طواف را بر پايه طوافى كه انجام داده است بنا ميكند.