ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٢٥٣ - *(آنچه كشتنش براى محرم جايز است) *
مىنشيند، و كوهان مجروحش را ميخورد- پس اگر تيرت بهدف نشست، و آن را كشتى، كه خداى عزّ و جلّ او را از رحمت خود دور كناد! و پيمبر ٦ موش را «فويسقه» ميناميد، و گفت: اين حيوان مشك آب را پاره ميكند، يا بند آن را ميجود،- و آب را در آنجا كه ارزش حيات دارد از ميان ميبرد- و نيز خانه را بر اهلش به آتش ميكشد.
٢٧١٩- و معاوية بن عمار از امام صادق ٧ روايت كرده است كه گفت: اگر محرم كنه را از شترش بدور افكند، باكى نيست، ولى حلمه را نمىاندازد.
٢٧٢٠- و در روايت حريز از امام صادق ٧ آمده است كه گفت:
كنه از شتر وجود نمىآيد، و حلمه از شتر است.
٢٧٢١- و در روايت على بن ابى حمزه از ابو بصير آمده است كه: گفت: از امام صادق ٧ پرسيدم كه: آيا محرم ميتواند حلمه را از شتر بركند؟ گفت: نه. زيرا كه آن بمنزله شپش از بدن تو است.
٢٧٢٢- و محمد بن فضيل از ابو الحسن ٧ روايت كرد، و گفت: از آن امام در باره محرم و جانورانى كه كشتنشان براى او جايز است، سؤال كردم. گفت:
مار سياه بزرگ، و افعى و موش و عقرب، و هر گونه مارى را بايد كشت. و اگر