ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١٨١ - *(باب مرگ در غربت) *
أهلها الينا»
. (خدايا، من خير آن را از تو مسألت ميكنم، و از شرّ آن بتو پناه مىبرم.
خدايا ما را نزد اهل آن محبوب ساز، و شايستگان اهل آن را نزد ما محبوب فرماى).
* (باب مرگ در غربت)*
٢٥١٠- حسن بن محبوب، از ابو محمد وابشى، از امام صادق ٧ روايت كرده است، كه گفت: مؤمنى نيست كه در سرزمين غربت بميرد، بىآنكه گريهكنندهاى بر او بگريد، مگر آنكه قطعات زمينى كه خداى عز و جل را روى آن عبادت كرده است بر او گريه ميكنند، و جامههايش بر او ميگريند، و درهاى آسمانى كه عملش از آن صعود ميكرده است بر او ميگريند. و همچنين دو فرشتهاى كه بر او گماشته شدهاند بر او گريه و مويه ميكنند.
٢٥١١- و نيز امام ٧ فرمود: غريب چون مرگش فراز آيد، براست و چپ خود مينگرد، و كسى را نمىبيند كه سرش را از زمين بردارد، در اين حال خداى عزّ و جلّ ميگويد: «بكدام كس توجّه ميكنى؟ بكسى كه براى تو بهتر از من باشد؟
بعزّت و جلال خودم قسم كه هر آينه اگر تو را از بند بيماريت رها سازم، در مورد طاعت خويشم قرار خواهم داد، و اگر قبض روحت كنم تو را به مورد كرامت خود