ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١٦٢ - *(باب متعلق به اسب و اختصاص دادن آن) * *(براى جهاد و نخستين كسى كه بر آن سوار شده است) *
اسب براى شما هديه كردهام. پيمبر ٦ گفت: آنها را براى من توصيف كن. گفت: آنها برنگهاى گوناگون هستند. گفت: آيا در بدن آنها رنگ سفيد در داخل رنگهاى ديگر هست؟ گفت: آرى. گفت: اسب اشقرى باوضح در ميان آنها هست؟ گفت: آرى. گفت: پس آن را براى من نگاهدار.
شرح: «اسب اشقر اسبى برنگ سرخ روشن متمايل بزردى است- و وضح رنگ سفيدى در داخل رنگهاى ديگر است».
و امير المؤمنين ٧ فرمود: در ميان آنها دو اسب كميت (برنگ سياه و سرخ) با پيشانى و قوائم سفيد هست. پيمبر ٦ فرمود: آنها را بدو پسرت ببخش. گفت: و چهارمين آنها اسبى برنگ سياه خالص وجود دارد، فرمود: آن را بفروش، و قيمتش را براى امور زندگى خانوادهات بگذار. زيرا كه ميمنت و بركت در اسبهاى داراى وضح است.
٢٤٦٣- و از او شنيدم كه مىفرمود: كسى كه بامدادان از منزل خود يا منزل ديگرى برآيد، و با اسبى اشقر و داراى وضحها برخورد كند، آن روز براى او مبارك خواهد بود، و اگر سفيدى عريضى در پيشانى آن اسب باشد، چنين برخورد مژده زندگانى است. و در آن روزش جز شادى نخواهد ديد، و خداى عزّ و جلّ حاجتش را روا خواهد كرد.
٢٤٦٤- و امام صادق ٧ فرمود: اسبها در بلاد عرب وحشى ميزيستند، و ابراهيم و اسماعيل عليهما السّلام بر كوه ابو قبيس برآمدند، و بانگ برآوردند