ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١٤٤ - *(باب سخنانى كه بهنگام سوار شدن بر مركب گفته مىشود) *
پناه خدا قرار ميدهم). خدا او را مىآمرزد، و توبهاش را مىپذيرد، و مهمش را كفايت ميكند، و او را از بدى محجوب و از شر محفوظ ميدارد.
* (باب سخنانى كه بهنگام سوار شدن بر مركب گفته مىشود)*
٢٤١٨- و امام صادق ٧ چون پاى خود را در ركاب مينهاد، ميگفت: «سُبْحانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنا هذا وَ ما كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ». (منزهست خدائى كه اين مركب را مسخّر ما ساخت، و ما بدون يارى خدا قادر بتسخير آن نبوديم). و هفت بار خداى را تسبيح و تحميد و تهليل ميكرد.
٢٤١٩- و از اصبغ بن نباته روايت شده است كه گفت: ركاب را براى امير المؤمنين ٧ گرفتم، و او ميخواست تا سوار شود، پس سر را بلند كرد، و تبسّمى بر لب راند. پس من گفتم: يا امير المؤمنين تو را ديدم كه سر بلند كردى و تبسّم بر لب آوردى! فرمود: آرى، اى أصبغ همان طور كه تو ركاب براى من گرفتى، من نيز براى رسول خدا ٦ گرفتم. پس سر به آسمان بلند كرد، و تبسّمى بر لب راند، و من بمانند تو راز اين كار را باز جستم، و هم اكنون همان گونه كه او مرا خبر داد، تو را خبر ميدهم:
عنان اسب شهباء را براى رسول خدا گرفتم. پس سر به آسمان برداشت، و