ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١٤٢ - *(باب آنچه از دعا كه براى مسافر) * *(بهنگام خروج بسفر مستحب است) *
از موسى بن جعفر شنيدم كه ميفرمود: اگر يكى از شما چون آهنگ سفر ميكرد، بر در خانه خود، بطرف مقصدى كه بسوى آن روى مىآورد، مىايستاد، و سوره فاتحه الكتاب را بطرف جلو و راست و چپ خود، و آية الكرسى را بطرف جلو و راست و چپ خود ميخواند، و آنگاه ميگفت: «خدايا مرا و آنچه را با منست حفظ كن، و مرا و آنچه را با منست سالم بدار، و مرا و آنچه را با منست بوجهى نيكو از جانب خودت بمقصد برسان» هر آينه خدا او را حفظ ميكرد، و هر آينه آنچه را كه با او بود حفظ ميكرد، و خدا او را بسلامت ميداشت، و آنچه را با او بود بسلامت ميداشت، و او را بمقصد ميرساند، و آنچه را با او بود بمقصد ميرساند، راوى گفت: سپس امام گفت: اى صباح، آيا نديدهاى كه شخص مسافر محفوظ مىشود، ولى آنچه با او است محفوظ نميشود؟ و خود سالم ميماند، ولى آنچه با او است سالم نميماند؟ و خود بمقصد ميرسد، ولى آنچه با او است بمقصد نميرسد؟ گفتم: آرى، فدايت شوم.
٢٤١٥- و امام صادق ٧ چون آهنگ سفر ميكرد، ميگفت:
«خدايا، راه ما را امن و بىمانع گردان، و سهولت زندگى و توفيقمان در امور را كامل ساز، و عافيتمان را عظيم فرماى».
٢٤١٦- و علىّ بن اسباط از امام ابو الحسن رضا ٧ روايت كرده