ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١٠٧ - كسى كه نسبت بكعبه انديشه بد كند
پروردگارش او را مبعوث كرده، و با او سخن گفته است تصديق كردهايم.
پس ابن ابى العوجاء از محضر امام ٧ بپا خاست، و ياران خود را گفت: چه كسى مرا به درياى معارف و علوم اين درافكند؟! از شما خواستم تا شرابى براى من طلب كنيد تا بنوشم، ولى شما مرا به آتش شعلهورى درافكنديد تا از لهيب آن بسوزم.
شرح: «مقصود آن عنصر مردود اينست كه من از شما خواستم تا مرا به نزد كسى ببريد كه با او مجادله كنم، و او را ببازى و ريشخند بگيرم، و به او بخندم، نه به نزد كسى كه مرا با لهيب بلاغت بيان و شعله برهان خود بسوزاند».
ياران او گفتند: تو در محضر او جز موجودى حقير نبودى. وى در جواب گفت:
اين پسر همان كسى است كه سرهاى جمعى را كه مىبينيد تراشيده است.
شرح: «يعنى اين شخص پسر كسى است كه اين خلقى را كه همى نگريد به تراشيدن سر فرمان داده و ايشان او را اطاعت كردهاند، با اينكه تراشيدن سر نزد ايشان ننگى عظيم است، و اين عجز كه در من مشاهده كرديد، نه از جهت جهل من، بلكه در اثر شكوهيدن من از او بود».
٢٣٢٦- و امام صادق ٧ در حديث ديگرى كه از اسلام و ايمان در آن سخن مىگويد، فرمود: و اگر كسى به داخل كعبه داخل شود، و از روى عناد در آنجا ادرار كند، مىبايد تا او را از كعبه و حرم بيرون برند، و گردنش را بزنند.
٢٣٢٧- و عبد اللّه بن سنان از امام صادق ٧ در باره قول خداى