راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٠٩ - چگونگى صراط
را رها مىكند».«١»
و نيز به سند خود از پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله نقل مىكند به على عليه السّلام فرمود: «اى على چون روز قيامت شود من و تو و جبرئيل را بر صراط مىنشانند كسى از آن عبور نمىكند مگر آن كه با دوستى تو برائت (از آتش) به همراه داشته باشد».«٢»
غزّالى مىگويد: اينها كه گفته شد اهوال صراط و شدايد آن است، اكنون در آن بسيار بينديش چه سالمترين مردم از اهوال قيامت كسى است كه در دنيا زياد در آن بينديشد زيرا خداوند دو خوف بر بنده چيره نمىكند، كسى كه در دنيا از اهوال قيامت بترسد در آخرت به او ايمنى مىدهد. منظورم از خوف رقّتى مانند رقّت زنان نيست كه به هنگام شنيدن اشكت جارى و دلت نرم شود ليكن بزودى آن را فراموش كنى و به بازى و سرگرمى خود باز گردى، و اين با خوف رابطهاى ندارد چه كسى كه از چيزى بترسد از آن مىگريزد، و كسى كه اميد چيزى را دارد آن را مىطلبد، از اين رو تنها خوفى تو را از عذاب آخرت مىرهاند كه تو را از معصيت خداوند باز دارد و به طاعت او وا دارد. و پستتر از رقّت زنان خوف احمقان است كه هنگامى كه اين اهوال را مىشنوند زبان به استعاذه مىگشايند مىگويند: به خدا پناه مىبريم خدايا حفظ كن، حفظ كن، ليكن آنها در همين حال به ارتكاب گناهانى اصرار مىورزند كه سبب هلاكت آنهاست چه شيطان به استعاذه آنها مىخندد چنان كه اگر تو در بيابان كسى را بينى كه درندّهاى قصد او كرده و در پشت سر او دژ مستحكمى است و وى هنگامى كه از دور دندانهاى اين درندّه و خشم و هيبت او را مىبيند به زبان بگويد: من به اين دژ مستحكم پناه مىبرم، و به بنيان استوار و استحكام اركان آن التجا مىجويم، و اين را به زبان بگويد ليكن از جاى خود برنخيزد چگونه ممكن است بتواند شرّ درندّه را از خود دور كند؟ اهوال آخرت نيز به همين گونه است و در برابر آنها دژى وجود ندارد جز گفتن لا إله إلّا الله از روى صدق، و معناى صدق آن است كه مقصود و معبودى جز خداوند نداشته باشد و كسى كه هواى نفس خود را معبود خود گيرد از صدق در توحيد دور و به يقين كارش خطرناك است. حال اگر از همه اينها ناتوانى پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله را دوستدار و به تعظيم سنّت او حريص و مشتاق رعايت دل صالحان امّت او باش و به دعاهاى آنها تبرّك جو شايد شفاعت آن حضرت يا شفاعت آنها نصيبت گردد و اگر بضاعتت اندك است با شفاعت
«١» امالى صدوق .
«٢» مغايى الاخبار، ص ٣٥ شماره ٦.