راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٩٥ - حقيقت مراقبه و درجات آن
يا بزرگى بر تو وارد شود و احترام و تعظيم او چنان تو را در خود مستغرق گرداند كه همه آنچه را به آن مشغولى فرو گذارى، ليكن اين ناشى از شرم نيست.
به همين گونه مراتب بندگان در مراقبه و پاس از حق تعالى مختلف است. كسى كه در اين درجه از مراقبه باشد بايد از همه حركات و سكنات و خطورات قلبى و نظرهها و نگاههاى خود و به طور خلاصه از همه اختياراتش مراقبت و دو نظر را همواره دنبال كند، يكى پيش از اعمال و ديگرى در حين عمل:
امّا نظر اول آن است كه پيش از عمل بنگرد آنچه را عزم كرده و براى انجام دادن آن به حركت در آمده به خاطر خداوند و خاص اوست يا براى خواهش نفس و پيروى از شيطان است، و بايد در اينجا درنگ و تأمل كند تا به مدد انوار حق مطلب بر او روشن گردد. اگر عمل براى خداست آن را انجام دهد و اگر براى غير اوست از خدا شرم كند و از آن دست باز دارد، سپس نفس خويش را از اين كه به آن كار رغبت كرده و بر آن عمل بد تصميم گرفته و در رسوايى خود كوشيده است سرزنش كند، چه نفس دشمن خويش است مرگ آن كه خداوند با حفظ و حراست خود او را مصون بدارد.
اين تأمل در آغاز هر كارى تا حدى كه روشن شود واجب قطعى است و گريزى از آن نيست، چه در خبر آمده است كه: «براى بنده در هر حركتى از حركاتش هر چند اندك باشد سه دفتر باز مىشود، دفتر اول: چرا؟، دوم: چگونه؟ سوم: براى چه كسى؟» معناى چرا آن است كه به چه سبب اين كار را كردى؟ آيا بر تو واجب بود كه براى مولايت آن را انجام دهى يا به ميل و هواى خود بدان مايل شدى. اگر از اين پرسش مصون بماند از دفتر دوم مىپرسند كه چگونه آن عمل را انجام دادى، چه در هر عملى از سوى خدا شرط و حكمى است كه مقدار و وقت و چگونگى آن جز از طريق علم دانسته نمىشود، لذا از او مىپرسند آيا از روى علم و يقين آن را به جا آوردى يا از روى جهل و گمان. اگر از اين پرسش مصون بماند دفتر سوم باز و در آن از اخلاص مطالبه مىشود. مىگويند: آيا آن را خالص براى خدا انجام دادى تا به قول لا إله الّا الله وفا كرده باشى و پاداش تو بر خدا لازم باشد، يا براى ريا و خودنمايى به مخلوقى همچون خودت كه در اين صورت بايد پاداش خود را از او بگيرى، يا آن را انجام دادى تا به بهره خود از دنيا دست يابى و ما بهرهات را از دنيا به تمامى دادهايم، و يا آن را از روى سهو و غفلت به جا آوردهاى كه در اين صورت اجر تو ساقط و عملت باطل و سعى تو ضايع است، و اگر عمل را براى غير من انجام دادهاى مستوجب خشم و عذاب من هستى، چه تو بنده من بودى و روزى مرا مىخوردى و با نعمت من مىآسودى آنگاه براى