راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٨٠ - بيان حقيقت صدق و معنا و مراتب آن
قوى و در غير آنها ضعيفم: از آنگاه كه مسلمان شدم هيچ نمازى نگزاردم جز آن كه به خود گفتم زنده نمىمانم تا از آن فارغ شوم، و هيچ جنازهاى را تشييع نكردم جز آن كه به نفس خود همان را گفتم كه او مىگويد و به او مىگويند تا آنگاه كه از دفن او فراغت حاصل شد، و از پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله سخنى نشنيدم جز آن كه دانستم كه آن حق است.
ابن مسيّب گفته است: هنگامى كه اين حديث را شنيدم گمان بردم كه اين خصلتها جز در پيامبر صلّى الله عليه و آله جمع نمىشود و همين صدق در اين امور است، زيرا چه بسيارى از صحابه كه نماز گزاردند و جنازهها را تشييع كردند ليكن به اين درجه نرسيدند.
اين بود درجات صدق و معناى آن و سخنانى كه از مشايخ در حقيقت صدق نقل شده است و اغلب جز آحادى از آنها اين معانى را متعرّض نشدهاند. آرى ابو بكر ورّاق گفته است:
صدق سه گونه است: صدق توحيد، صدق طاعت و صدق معرفت. صدق توحيد براى عموم مؤمنان است، خداوند فرموده است: وَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ أُولئِكَ هُمُ الصِّدِّيقُونَ«١» صدق طاعت براى اهل علم، و صدق معرفت از آن اهل ولايت است كه اوتاد زمين بشمارند، و همه اينها به آنچه ما در صدق ششم ذكر كردهايم بازگشت دارد. و او انواع چيزهايى را كه مشتمل بر صدق است بيان كرده ليكن آن نيز جامع همه اقسام نيست. امام جعفر صادق عليه السّلام فرموده است: «صدق مجاهده است و آن كه بر خدا غير خدا را اختيار نكنى چنان كه خداوند غير تو را بر تو اختيار نكرده و فرموده است: هُوَ اجْتَباكُمْ«٢»». گفتهاند: خداوند به موسى عليه السّلام وحى فرمود كه: من هرگاه بندهاى را دوست بدارم او را به بلايى كه كوه ياراى تحمل آن را ندارد گرفتار مىكنم، تا بنگرم صدق او چگونه است اگر او را شكيبا يافتم وى را دوست و حبيب خود مىگردانم. و اگر او را جزع كننده يابم كه نزد خلق من شكايت مرا مىكند او را مىگذارم و باك ندارم. بنابراين از نشانههاى صدق كتمان مصيبتها و طاعتها و كراهت آگاه كردن مردم بر آنهاست.
مىگويم: در مصباح الشّريعة از امام صادق عليه السّلام نقل شده كه فرموده است: هرگاه بخواهى بدانى راستگويى يا دروغگو به معناى قصد و عمق ادّعاى خود بنگر و آنها را در ترازوى حق بسنج و گمان كن كه روز قيامت است و خداوند فرموده است: وَ الْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُ
«١» حديد/ ١٩: كسانى كه به خدا و پيامبرانش ايمان آوردند آنان صديقانند.
«٢» حج / ٧٨:... او شما را برگزيد.