راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٧٨ - بيان حقيقت صدق و معنا و مراتب آن
صدق ششم- اين عاليترين درجات صدق و كميابترين آن و عبارت است از صدق در مقامات دين مانند صدق در خوف، رجاء، تعظيم، زهد، رضا، محبّت، توكل و امور ديگر از اين قبيل، چه اينها را مبادى و اصولى است كه اين اسامى به مظاهر آنها اطلاق مىشود، و آنها را نتايج و حقايقى است. صادق حقيقى كسى است كه به حقيقت آنها دست يابد و هرگاه چيزى بر وجود انسان غالب و حقيقت آن در او كامل شد او را در آن چيز صادق مىنامند. چنان كه مىگويند: فلانى در جنگ صادق است، يا اين خوفى صادق است، و يا اين شهوتى صادق است. خداوند فرموده است: إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتابُوا، ... أُولئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ«١» نيز: وَ لكِنَّ الْبِرَّ من آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ، سپس فرموده است:
وَ الصَّابِرِينَ في الْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ، ... أُولئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا«٢».
از ابوذر درباره ايمان پرسيدند همين آيه را تلاوت كرد، به او گفتند: ما از تو درباره ايمان مىپرسيم، گفت: من از پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله در خصوص ايمان پرسيدم همين آيه را قرائت فرمود«٣». براى خوف مثالى مىآوريم چه هيچ بندهاى نيست كه به خدا ايمان داشته باشد جز اين كه از او ترسان است، و اين ترسى است كه مىتوان نام خوف بر آن نهاد، ليكن خوفى صادق نيست چه به درجه حقيقت نرسيده است. آيا نمىبينى كه هرگاه كسى از حاكمى يا از راهزنى در سفر بترسد چگونه رنگ رويش زرد مىشود و لرزه بر اندامش مىافتد و زندگانىاش منغّص مىشود و خورد و خواب بر او دشوار و فكرش پريشان مىگردد به طورى كه كسانش از وجود او بهره نمىبرند، و ممكن است در وطنش آرام نگيرد و انس را به وحشت و راحت را به رنج و مشقت بدل كند و خود را در معرض خطرهاى بسيار قرار دهد.
همه اينها از بيم چيزى است كه از آن مىترسد آنگاه از آتش دوزخ بيمناك است ليكن هنگامى كه گناهى از او سر مىزند چيزى از اين حالات در او ظاهر نمىشود. از اين رو پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله فرموده است: «همچون گريزنده از آتش گريزندهاى نديدم كه بخوابد، و
«١» حجرات / ١٥: مؤ منان واقعى تنها كسانى هستند كه به خدا و پيامبرش ايمان آورده اند سپس هرگز شك و ترديدى به خود راه نداده اند.
«٢» بقره / ١٧٧:... ليكن نيكى (و نيكوكار) كسى است كه به خدا و روز بازپسين ايمان آورده اند... و در سختيها و بيماريها شكيبايند.... آنها كسانى هستند كه راست مى گويند.
«٣» مسند اسحاق بن راهويه ، عبد بن حميد، ابن مردويه از قاسم بن عبدالرحمان ، الدرالمنثور، ج ١، ص ١٦٩.