راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٨٠ - زمين محشر و اهل آن
بنابراين درباره خلايق و خوارى و شكستگى و فروتنى آنان به هنگام برانگيخته شدن از قبر و هراسشان از اين نفخه و انتظارشان در اين كه به سعادت يا شقاوت آنها حكم مىشود بينديش چه تو هم مانند آنان شكسته و حيرتزده در ميان آنان خواهى بود هر چند در دنيا از مرفّهان و توانگران متنعّم باشى زيرا پادشاهان زمين در آن روز از همه اهل محشر خوارتر و كوچكتر و حقيرترند به طورى كه خلايق آنها را مانند مورچه در زير پاهاى خود لگد مال مىكنند. در اين هنگام حيوانات وحشى از بيابانها و كوهها در حالى كه سر به زير انداختهاند به صحراى محشر رو مىآورند و پس از توحّش و رميدن از مردم با آنها آميخته مىشوند، و بى آن كه به گناهى آلوده باشند براى روز نشور خوار و سرافكندهاند و اين به سبب آن است كه شدّت صيحه و هول نفخه آنها را از گريز از مردم و رميدن از آنها باز داشته است چنان كه خداوند فرموده است: وَ إِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ«١».
سپس شياطين سركش پس از تمرّدها و خيره سريهاى خود به صحراى محشر رو مىآورند در حالى كه از هيبت عرض اعمال بر حقّ تعالى خاضع و تسليماند، چنان كه حق تعالى فرموده است: فَوَ رَبِّكَ لَنَحْشُرَنَّهُمْ وَ الشَّياطِينَ ثُمَّ لَنُحْضِرَنَّهُمْ حَوْلَ جَهَنَّمَ جِثِيًّا«٢». پس در حال خود و احوال دل خويش در آن جا بينديش.
زمين محشر و اهل آن
سپس بنگر كه چگونه پس از برانگيختن از گورها و زنده شدن آنها را برهنه و بى پاى افزار به سوى صحراى محشر مىرانند، سرزمينى سپيد و صاف و هموار كه در آن كژى و فراز و نشيبى ديده نمىشود، و بلنديى در آن نيست تا انسان در پشت آن مخفى گردد، و گودى و يا جاى مطمئنى وجود ندارد تا از چشم مردم در آن پنهان شود بلكه سرزمينى يكسان و صاف
«١» تكوير / ٦: و رد آن هنگام كه وحوش جمع شوند.
«٢» مريم / ٦٨: سوگند به پروردگارت كه همه آنها راهمراه با شياطين محشور مى كنيم سپس همه را گردا گرد جهنم در حالى كه به زانو در ام ده اند حاضر مى سازيم