راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٦ - شواهدى از شرع در محبّت بنده نسبت به خداوند
پس لطف او چگونه خواهد بود؟
در برخى كتابها آمده است: اى بنده من، به حقّى كه بر من دارى سوگند، من تو را دوست مىدارم پس به حقى كه من بر تو دارم سوگند مرا دوست بدار.
يحيى بن معاذ گفته است: به اندازه خردلى دوستى خداوند نزد من محبوبتر از عبادت هفتاد سال بدون دوستى اوست. و نيز گفته است: پروردگارا، من به درگاه تو مقيم و به ستايش تو مشغولم، در كودكى مرا به سوى خود برگرفتى، و جامه قرب بر من پوشانيدى و به معرفت خود مشرّف گردانيدى و لطف خود را شامل حالم كردى از حالى به حالى مرا نقل دادى، و در اعمالم از حيث مستورى، توبه، زهد، شوق، رضا و محبّت مرا دگرگون ساختى، پس از آن مرا از حوض كرم خود سيرآب كردى، و در رياض نعمتهاى خويش متنعّم فرمودى، و ملازم امر خود قرار دادى، و به قول خود مشعوف گردانيدى تا به جوانى رسيدم و توانايىام ظاهر شد. اكنون چگونه در بزرگى از تو رو گردانم در حالى كه از خردى به لطف تو خو گرفتهام، و بايد در پيرامون تو باقى بمانم، و آهسته به درگاه تو زارى كنم، چه من تو را دوست مىدارم و هر دوستى به دوست خود خرسند و از غير او رو گردان است.
مىگويم: در مصباح الشريعة«١» از امام صادق عليه السّلام آمده كه فرموده است: «محبّت خداوند هنگامى كه درون بنده را روشن كند، او را از هر شغل و ذكرى جز خداوند تهى مىگرداند و محبّ از نظر باطن خالصترين مردم براى خداست، در گفتار از همه راستگوتر، در عهد از همه وفادارتر، در عمل از همه پاكتر، در ذكر از همه پاكيزهتر، و در نفس از همه عابدتر است. فرشتگان به هنگام مناجاتش بر همديگر مباهات و به ديدارش افتخار مىكنند.
خداوند به سبب وجود او شهرهايش را آباد، و در پرتو شرف او بندگانش را گرامى مىدارد.
هرگاه به حقّ او از خداوند درخواست كنند به آنها عطا مىكند و به سبب رحمتش به او بلاها را از آنها دفع مىكند. اگر مردم مىدانستند وى در نزد خداوند چه مقام و منزلتى دارد، جز به خاك قدم او به خدا تقرّب نمىجستند. امير مؤمنان عليه السّلام فرموده است: «دوستى خداوند، آتشى است كه بر چيزى نمىگذرد، جز اين كه آن را مىسوزاند و نور خداوند بر چيزى نمىتابد، جز اين كه آن را روشن مىكند و آسمان خدا هر چيزى را كه در زير آن پديد آيد
«١» چنان كه در مجلدات پيش ياد آورى شده است ، درباره صحت انساب كتاب مذكور به امام صادق (عليه السلام ) ميان محثثان اختلاف است و اكثر را ساخته صوفان مى دانند. به تعليقات علامه بزرگ مرحوم حاج سيد شهاب الدين مرعشى نجفى بر كتاب احقاق الحق مراجعه شود » م .