آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٤٨١ - فرع دوّم حكم شرب مكرّر با تخلّل حدّ
منصور بن حازم، عن أبي عبيدة، عن أبي عبداللَّه عليه السلام، قال: من شرب الخمر فاجلدوه، فإن عاد فاجلدوه، فإن عاد فاقتلوه. [١]
فقه الحديث: اين صحيحه نيز مانند دو روايت قبل است.
٣- وعنه، عن أحمد، عن عليّ بن حديد وابن أبي عمير جميعاً، عن جميل بن درّاج، عن أبي عبداللَّه عليه السلام، أنّه قال: في شارب الخمر إذا شرب ضرب، فإن عاد ضرب، فان عاد قتل في الثالثه. [٢]
فقه الحديث: سند و دلالت روايت تمام است.
٤- قال الكليني: قال جميل: وروي عن بعض أصحابنا: أنّه يقتل في الرابعة، قال ابن أبي عمير: كأنّ المعنى أن يقتل في الثالثة، ومن كان إنّما يؤتى به يقتل في الرابعة. [٣]
فقه الحديث: جميل بن درّاج كه قتل را در مرتبهى سوّم نقل كرد، مىگويد: بعضى از اصحاب به قتل در مرتبهى چهارم قائل هستند. ابن ابىعمير كه راوى از جميل است به توجيه قتل در مرتبهى چهارم پرداخته، مىگويد: شايد مقصود روايت از «يقتل في الرابعة» همان قتل در مرتبهى سوّم باشد؛ ولى علّت اين كه فرمود: در مرتبهى چهارم، اين است كه فردى را براى بار سوّم گرفتند، خواستند حدّ را در حقش جارى كنند، فرار كرد و بار ديگر شراب خورد؛ پس، در مرتبهى سوّم حدّى بر او جارى نشده است؛ بنابراين، با عدم تخلّل حدّ در مرتبهى سوّم، پس از گرفتارى در مرتبهى چهارم او را مىكشند.
مرحوم مجلسى رحمه الله در مرآت العقول عبارت را به صورتى كه گفتيم معنا مىكند؛ مىفرمايد: در كلمهى «في الرابعة» دو عامل «يؤتى» و «يقتل» از جمله «ومن كان إنّما يؤتى به يقتل في الرابعة» تنازع مىكنند. در حقيقت، عبارت اينگونه است: «ومن كان
[١]. وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٤٧٦، باب ١١ از ابواب حدّ مسكر، ح ٣.
[٢]. همان، ص ٤٧٧، ح ٦.
[٣]. همان، ح ٧.