آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٢٨٥ - دليل اعتبار بلوغ و عقل
اگر قذف شود، به خاطر او به كسى حدّ نمىزنند. روايت فضيل بن يسار، اسحاق بن عمّار [١] و ابو مريم انصارى [٢] در مسألهى سابق گذشت؛ لذا، آنها را تكرار نمىكنيم و روايات ديگرى را مورد بحث قرار مىدهيم.
وعن عدّة من أصحابنا، عن أحمد بن محمّد، عن ابن أبي نصر، عن عاصم بن حميد، عن أبي بصير، عن أبي عبداللَّه عليه السلام، في الرّجل يقذف الصبيّة يجلد؟
قال: لا، حتّى تبلغ. [٣]
فقه الحديث: ابوبصير از امام صادق عليه السلام دربارهى مردى پرسيد كه دختر بچّهاى را قذف كرده است، آيا تازيانه مىخورد؟ امام عليه السلام فرمود: نه، تا آن دختر بالغ گردد.
توجّه به اين نكته لازم است كه بين قاذف و مقذوف فرق است. اگر قاذف بالغ نباشد، مكلف نيست؛ پس، حدّ بر او جارى نيست. و همين طور نسبت به مجنونى كه قاذف باشد، «رفع القلم عن المجنون حتّى يفيق» [٤] كفايت مىكند تا اثبات كنيم حدّى ندارد؛ ليكن بحث ما، در قاذفِ بالغى است كه نا بالغ يا مجنونى را قذف مىكند، لذا بايد بر عدم ثبوت حدّ اقامهى دليل كنيم.
قال: وسألت أبا عبداللَّه عليه السلام عن الرّجل يقذف الجارية الصغيرة، قال: لا يجلد إلّا أن تكون أدركت أو قاربت [قارنت]. [٥]
[١]. وسائل الشيعة ج ١٨ ص ٣٢٢ ١٩ از ابواب مقدمات الحدود ح ١
[٢]. همان، ص ٤٣٩، باب ٥ از ابواب حدّ قذف، ح ١.
[٣]. همان، ص ٤٤، ح ٤.
[٤]. همان، ص ٣١٦، باب ٨ از ابواب حدّ قذف، ح ١.
[٥]. همان، ص ٤٣٩، باب ٥ از ابواب حدّ قذف، ح ٣.