آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٢٩٠ - دليل اعتبار عفّت
دليل اعتبار عفّت
معناى عفّت، عدم تظاهر به زنا و عدم تجاهر به لواط است؛ نه اين كه به حسب واقع و در خفا نيز از او كار زشتى صادر نشود. تعبير امام عليه السلام در يكى از روايات «لانعلم منه إلّا خيراً» [١] بود؛ يعنى ما به جز خير و خوبى از او نديديم و نشنيديم.
دليل اعتبار اين قيد، علاوه بر روايات، آيهى شريفه وَ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنتِ [٢] است؛ كه موضوع حدّ قذف را عنوان «رمى محصنات» قرار داده است. فرقى نمىكند احصان در آيه را به عقل، بلوغ، اسلام، حريّت و عفّت تفسير كنيم يا فقط به عفاف؛ به هر تقدير، يكى از شرايط تحقّق قذف، عفيف بودن مقذوف است. بنابراين، اگر مقذوف غير محصن و غير عفيف باشد، مشمول آيهى شريفه نمىشود.
از يكى دو روايت نيز شرطيّت عفّت در تحقّق حدّ قذف استفاده مىشود؛ و يك روايت بر عدم عقوبت در قذف غير عفيف دلالت مىكند.
١- عبيد بن زرارة قال: سمعت أبا عبداللَّه عليه السلام يقول: لو اتيت برجل قذف عبداً مسلماً بالزّنا لانعلم منه إلّاخيراً لضربته الحدّ حدّ الحرّ إلّاسوطاً. [٣]
فقه الحديث: در توضيح شرط حرّيت به اين روايت اشاره شد. امام صادق عليه السلام فرمود:
اگر به مردى برخورد كنم كه عبد مسلمانى را قذف كند كه جز خوبى از او نشنيدهايم- (يعنى به زناكارى شهرت ندارد و به زنا تظاهر نمىكند، يا در واقع از او زنا سر نزده، و يا اگر مرتكب زنا شده، به آن تجاهرى ندارد).- در اين حال، قاذف را تعزير مىكنم.
اين روايت همانگونه كه بر شرطيّت اسلام دلالت داشت، بر شرطيّت عفاف نيز دلالت دارد.
٢- محمّد بن يعقوب، عن عليّ بن إبراهيم، عن محمّد بن عيسى، عن يونس، عن زرعة، عن سماعة، عن أبي عبداللَّه عليه السلام، قال: في الرجل إذا قذف
[١]. وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٤٣٤، باب ٤ از ابواب حدّ قذف، ح ٢.
[٢]. سورهى نور، ٤.
[٣]. وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٤٣٤، باب ٤ از ابواب حدّ قذف، ح ٢.