آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٤٦٧ - فرع اوّل مقدار حدّ شرب مسكر
است: زدن هشتاد تازيانه در حدّ شرب مسكر، از بدعتهاى خليفهى دوّم است و پيامبر بنا به اجماع اهل روايت، عدد چهل را با نعال يا شاخهى خرما و مانند آن اجرا مىكرد. عمر پس از آن كه حدّ را هشتاد تازيانه قرار داد، تعليل به مستى و هذيان و افترا كرد. (روايتى كه شهيد در مسالك، به امير مؤمنان عليه السلام نسبت داده است، صاحب استغاثه به عمر نسبت مىدهد).
فاضل هندى رحمه الله در كشف اللثام مىفرمايد: شايد صاحب كتاب استغاثه مىخواسته اهل سنّت را به چيزى كه مورد خودشان است، ملزم كند؛ همانگونه كه سيد بن طاوس رحمه الله در طرائف نظيرش را گفته است: از طرفههاى عامه مطلبى است كه بر ضرر عمر شهادت مىدهند و مىگويند: شريعت پيامبر را تغيير داد و معرفتش به مقام انبيا و خلفايشان اندك بود. آن مطلب عبارت است از چيزى كه حميدى در جمع بين صحيحين (صحيح مسلم و صحيح بخارى) گفته است: در مسند انس بن مالك، حديث ٩١، از مطالب اجماعى و مورد اتّفاق اين است كه: پيامبر در شرب خمر با شاخهى خرما و نعل مىزد و ابوبكر چهل تازيانه مىزد- يعنى ابابكر دو مخالفت با پيامبر داشت: يكى خرما و نعال را به تازيانه مبدّل كرد و ديگر آن كه عدد آن را چهل تازيانه قرار داد- وقتى حكومت به عمر رسيد، با صحابه مشورت كرد، عبدالرحمان بن عوف گفت: سبكترين حدّها هشتاد تازيانه است؛ و عمر حرف او را پذيرفت.- لذا، كار عمر بر خلاف عمل پيامبر و ابوبكر است-.
حميدى در مسند سائب بن يزيد در حديث چهارمى كه فقط بخارى نقل كرده و در صحيح مسلم نيامده است، مىنويسد: در زمان رسول خدا صلى الله عليه و آله و امارت ابوبكر و ابتداى خلافت عمر وقتى شارب خمر را مىآوردند، با دست و نعال و عبايمان به جان او مىافتاديم و به حسابش مىرسيديم، تا در اواخر حكومت، عمر، مقدارش را چهل تازيانه قرار داد؛ و هنگامى كه سركشى و عصيان شديدتر شد، مقدارش را هشتاد تازيانه قرار دادند. [١]
[١]. جواهر الكلام، ج ٤١، ص ٤٥٨.