آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٢٥٨ - فرع اوّل حكم قذف ملاعنه و فرزندش
[قذف الملاعنة وابنها]
[مسألة ٧- لو قال لابن الملاعنة: «يابن الزانية» أو لها «يا زانية»، فعليه الحدّ لها.
ولو قال: لامرأة «زنيت أنا بفلانة» أو «زنيت بك» فالأشبه عدم الحدّ لها ولو أقّر بذلك أربع مرّات يحدّ حدّ الزاني.]
قذف ملاعنه و فرزندش
اين مسأله مشتمل بر دو فرع است:
١- اگر به پسر زنى كه لعان شده، بگويد: «پسر زن زنا كار»؛ يا به آن زن بگويد: «اى زناكار» حدّ قذف بر گوينده به نفع آن زن ثابت مىگردد.- (لعان دو سبب دارد: يكى نفى ولد، كه فعلًا كارى به آن نداريم و ديگر، اسناد زنا به همسر)-.
٢- اگر بگويد: «با فلان زن زنا كردم» يا به زنى خطاب كند و بگويد: «با تو زنا كردم»، اشبه عدم حدّ قذف است؛ امّا اگر چهاربار اقرار كند، حدّ زنا به او زده مىشود.
فرع اوّل: حكم قذف ملاعنه و فرزندش
خداوند متعال دربارهى لعان مىفرمايد:
وَ الَّذِينَ يَرْمُونَ أَزْوَ جَهُمْ وَ لَمْ يَكُن لَّهُمْ شُهَدَآءُ إِلَّآ أَنفُسُهُمْ فَشَهدَةُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شَهدَ تِم بِاللَّهِ إِنَّهُو لَمِنَ الصدِقِينَ\* وَ الْخمِسَةُ أَنَّ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَيْهِ إِن كَانَ مِنَ الْكذِبِينَ\* وَ يَدْرَؤُاْ عَنْهَا الْعَذَابَ أَن تَشْهَدَ أَرْبَعَ شَهدَ تِم بِاللَّهِ إِنَّهُو لَمِنَ الْكذِبِينَ\* وَ الْخمِسَةَ أَنَّ غَضَبَ اللَّهِ عَلَيْهَآ إِن كَانَ مِنَ الصدِقِينَ. [١]
در مجموعهى اين آيات مىفرمايد: مردى كه به زنش نسبت زنا داد و شاهد و بيّنهاى نداشت، بر او حدّ قذف ثابت مىشود؛ منتهى اگر اين مرد نزد حاكم شرع صيغههاى لعان را بخواند، حدّ قذف از او ساقط و حدّ زنا بر زن ثابت مىگردد؛ و اگر زن هم صيغههاى لعان را گفت، حدّ زنا از او نيز ساقط، و زن و شوهر بر يكديگر حرام ابدى مىشوند.
[١]. سورهى نور، ٦- ٩.