آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٢٦٠ - فرع اوّل حكم قذف ملاعنه و فرزندش
فقه الحديث: هرچند صاحب جواهر رحمه الله «سلمان» آورده [١] ليكن «سليمان بن خالد» صحيح است. سند روايت چندان تعريفى ندارد [٢]. از امام صادق عليه السلام روايت مىكند: قاذف ملاعنه را تازيانه مىزنند.
آيا «يجلد» ظهور در حدّ جلد دارد يا مقصود تعزير است؟
اوّلًا: كلمهى قاذف ظهور در حدّ قذفى دارد كه آيهى شريفهى نور مطرح كرده است.
ثانياً: روايت حلبى كه در ادامه مىآيد، مراد از «جلد» را توضيح مىدهد.
٢- وعنه، عن أبيه، عن ابن أبي عمير، عن حمّاد، عن الحلبي، عن أبي عبداللَّه عليه السلام، في رجل قذف ملاعنة قال: عليه الحدّ. [٣]
فقه الحديث: در اين صحيحه، امام عليه السلام دربارهى مردى كه زن ملاعنهاى را قذف كرد، حكم به حدّ نموده است. اين روايت، روايت گذشته را تفسير مىكند؛ يعنى حدّ قذف، بايد هشتاد تازيانه زده شود.
٣- وبإسناده، عن محمّد بن يحيى، عن محمّد بن الحسين، عن صفوان، عن شعيب، عن أبي بصير، عن أبي عبداللَّه عليه السلام، عن رجل قذف امرأته فتلاعنا ثمّ قذفها بعد ما تفرّقا أيضاً بالزنا، أعليه حدّ؟ قال: نعم، عليه حدّ. [٤]
فقه الحديث: سند اين روايت خوب است. ابو بصير از امام صادق عليه السلام از مردى مىپرسد كه به زنش نسبت زنا داد؛ و پس از آن، بين زن و شوهر لعان برقرار شد؛ بعد از
[١]. جواهر الكلام، ج ٤١، ص ٤٠٧.
[٢]. روايت دو سند دارد يكى مشتمل بر «سهل بن زياد» است كه در او اختلاف است؛ ولى سند ديگر آن حسنه ياصحيحه است.
[٣]. وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٤٤٢، باب ٨ از ابواب حدّ قذف، ح ٣.
[٤]. همان، ص ٤٤٧، باب ١٣ از ابواب حدّ قذف، ح ٢.