آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٢٥٣ - قذف فاعل با ذكر نام مفعول
[قذف الفاعل مع ذكر المفعول]
[مسألة ٦- لو قال: «زنيت أنت بفلانة» أو «لطت بفلان» فالقذف للمواجه دون المنسوب إليه على الأشبه، وقيل: عليه حدّان.]
قذف فاعل با ذكر نام مفعول
اگر فردى به مخاطبش بگويد: تو با فلان زن زنا كردى يا با فلان شخص لواط كردى، در ثبوت قذف نسبت به مخاطب و مواجه اختلافى نيست؛ بلكه مورد اتّفاق است. زيرا، يك لفظ صريح و يا ظاهرى معتمد عليه نزد عقلا از متكلّم صادر شده است كه دلالت بر نسبت زنا به مخاطب دارد، همانگونه كه اگر متعلّق و مفعول را نام نمىبرد، قذف به لواط و زنا محقّق بود.
اشكال و اختلاف در اين است كه آيا نسبت به زن يا مردى كه بهطور صريح نامشان را برده نيز قذف صدق مىكند؟
شيخ طوسى رحمه الله در نهايه، [١] مبسوط [٢] و خلاف [٣] و شيخ مفيد [٤] و ابنزهره رحمهم الله [٥] معتقدند دو قذف واقع شده و بايد دو حدّ به او زد؛ و در خلاف و غنيه ادّعاى اجماع كردهاند. دليل اين گروه در شرايع الإسلام چنين ذكر شده است: «لأنّه فعل واحد متى كذب في أحدهما كذب في الآخر». [٦] مقصودشان ايناست كه زنا يك فعل متقوّم به دو نفر است؛ زنا مانند ظرف و مَظروف است؛ يعنى اضافهاى به فاعل و اضافهاى به مفعول دارد. لذا شخصى كه مىگويد:
«تو با هند زنا كردى»، اگر در جنبهى فاعلى او را تكذيب كرده و گفتهاش را قذف بدانيم، در جنبهى مفعولى نيز بايد كلامش را فريه دانست. در نتيجه، دو حدّ بايد اقامه گردد؛ زيرا، دو فريه و قذف محقّق شده است.
[١]. النهاية في مجرّد الفقه والفتوى، ص ٧٢٥ و ٧٢٦.
[٢]. المبسوط، ج ٨، ص ١٦.
[٣]. الخلاف، ج ٥، ص ٤٠٥، مسأله ٤٩.
[٤]. المقنعة، ص ٧٩٣.
[٥]. غنية النزوع، ص ٤٢٨.
[٦]. شرايع الاسلام، ج ٤، ص ٩٤٤ و ٩٤٥.