آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٦١ - فرع دوم مجازات افتضاض
چيز ديگرى بكارت همسرش را ازاله كند؛ زيرا، در روايت آمده: «لزمه مهر نسائها» يعنى هنوز مهرى معيّن نشده؛ در حالى كه در زوجه، مهر معيّن است. علاوه بر اينكه مسأله را در لواحق زنا مطرح كردهاند؛ پس، بايد تناسبى با زنا داشته باشد و مسألهى زوج و زوجه مناسبتى با حدّ زنا ندارد.
سؤال: اگر مردى با انگشت يا غير آن بكارت همسرش را از بين برد، بدون اشكال مهر المسمّى به عهدهى او مىآيد. امّا آيا عمل حرامى انجام داده است؛ به گونهاى كه اگر نزد حاكم ثابت شود، مىتواند او را تعزير و تأديب كند؟
صاحب جواهر رحمه الله فرمود: فعل حرامى انجام داده است؛ بنابراين، حاكم بايد او را در مقابل اين كار حرام تأديب كند. [١]
اوّلًا: به چه دليل، عمل حرامى انجام داده است؛ به خصوص در جايى كه بين زن و شوهر تراضى بوده و زن به اين كار راضى باشد، به ويژه در صورتى كه زوج از طريق مجامعت، قدرت بر ازالهى بكارت نداشته باشد؟!
بر فرض اينكه عمل حرامى باشد، به چه دليل بايد تعزير گردد؟ اين مسأله مورد اختلاف است كه آيا تعزير در هر معصيتى جارى است يا آن كه مخصوص گناهان كبيره است؟ پس، معصيت بودن اين عمل، محلّ تأمّل است.
ثانياً: بر فرض، معصيت باشد، امّا اين كه در شمار گناهان كبيره باشد، محل اشكال است؛ بنابراين، نه حرمتى دارد و نه تعزيرى؛ به ويژه اگر سبب التذاذ زوجين باشد.
[١]. جواهر الكلام، ج ٤١، ص ٣٧٢.