آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٢٦٥ - موارد ثبوت تعزير
[موارد ثبوت التعزير]
[مسألة ٨- كلّ فحش نحو «يا ديّوث» أو تعريض بما يكرهه المواجه ولم يفد القذف في عرفه ولغته يثبت به التعزير لا الحدّ، كقوله: «أنت ولد حرام» أو «يا ولد الحرام» أو «يا ولد الحيض» أو يقول لزوجته: «ما وجدتك عذراء» أو يقول: «يا فاسق»، «يا فاجر»، «يا شارب الخمر» وأمثال ذلك ممّا يوجب الاستخفاف بالغير ولم يكن الطرف مستحقّاً ففيه التعزير لا الحدّ، ولو كان مستحقّاً فلا يوجب شيئاً.]
موارد ثبوت تعزير
مقدّمه
در مباحث گذشته گفتيم تحقّق عنوان قذف متوقّف بر دو نكته است:
الف: قاذف، نسبت زنا يا لواط به مقذوف بدهد؛ بنابراين، اگر مطلب ديگرى حتّى مساحقه را اسناد بدهد، قذف ثابت نمىشود؛ هرچند در روايات با عنوان زنا از آن ياد شده است.
ب: لفظ و گفتارى كه حاوى اين اسناد و نسبت است، در اين معنا صراحت، يا ظهور عرفى و عقلايى داشته باشد؛ به گونهاى كه آن معنا از شنيدن لفظ به ذهن حاضر گردد.
بنابراين، هرگاه سخن گوينده اين دو خصوصيّت را نداشته باشد، از دايرهى قذف و حدّش خارج است. ليكن اگر عنوان استحفاف و اهانت به غير دارد، حُكمش دوگونه است:
١- طرف مقابل از اين اسناد ناراحت گشته، ولى استحقاق چنين استخفاف و ايذايى را دارد؛ مانند شارب خمرى كه علاوه بر شرب خمر، به اين عمل تظاهر مىكند. اطلاق شارب خمر به او در حضور يا غيابش عقوبتى ندارد، و روايت بر آن دلالت مىكند؛ و به همين مضمون، روايتى دربارهى افراد بدعتگذار داريم. شخصى كه در دين بدعت مىگذارد و به تبليغ و فعاليّت در اين راستا مىپردازد، براى از بين بردن آثار بدعتش جايز، بلكه واجب است با انواع و اقسام تهمتها و ناسزاها كلام او را بىاثر ساخته تا مردم از او پيروى نكنند. بر اين اسناد و نسبت نيز تعزير و عقوبتى نيست.