آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٣٤٤ - حكم دشنام به ائمّه عليهم السلام
وجود ندارد. لذا، طرح روايات فقط از باب تأييد مطلب است.
١- محمّد بن يعقوب، عن محمّد بن يحيى، عن أحمد بن محمّد، عن عليّ بن الحكم، عن هشام بن سالم، قال: قلت لأبي عبداللَّه عليه السلام ما تقول فيرجل سبّابة لعليّ عليه السلام؟ قال: فقال لي: حلال الدّم واللَّه لولا أن تعمّ به بريئاً، قال: قلت: فما تقول في رجل موذ لنا؟ قال: فيماذا؟ قلت: فيك، يذكرك قال: فقال لي: له في عليّ عليه السلام نصيب؟ قلت: إنّه ليقول ذاك ويظهره، قال: لا تعرّض له.
رواه الصدوق في (العلل) عن أبيه، عن أحمد بن إدريس، عن أحمد بن محمّد مثله إلى قوله تعمّ بريئاً؟ قال: قلت لأيّ شيء يعمّ به بريئاً؟ قال: يقتل مؤمن بكافر، ولم يزد على ذلك. [١]
فقه الحديث: اين روايت صحيحه به دو صورت از هشام بن سالم نقل شده است. هشام گويد: از امام صادق عليه السلام دربارهى مردى پرسيدم كه به امير مؤمنان عليه السلام زياد فحش مىدهد. آن حضرت فرمود: واللَّه چنين آدمى خونش حلال است (لولا أن تعمّ به بريئاً)- روايت كافى دنباله ندارد؛ ولى در روايت صدوق رحمه الله اين جمله را معنا مىكند.- هشام مىپرسد: براى چه اين عنوان محقّق مىگردد؟ امام عليه السلام فرمود: مؤمنى را در مقابل كافرى به قتل برسانند. امام عليه السلام بيش از اين نفرمود.- (بنا بر نقل صدوق رحمه الله اين جمله كنايه از «لم تخف على نفسك» است؛ يعنى اگر مرد دشنامدهنده را كشتى، بترسى كه قتلش گريبانت را مىگيرد؛ و از جانت مىترسى، اين كار را انجام نده؛ ولى اگر با كشتن او مسأله پايان مىپذيرد، ريختن خونش حلال است).-
مرحوم كلينى رحمه الله روايت را ادامه مىدهد. هشام پرسيد: نظر شما دربارهى كسى كه ما را
[١]. وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٤٦١، باب ٢٧ از ابواب حدّ قذف، ح ١.