آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٢٤٠ - مطلب اوّل الفاظ دالّ بر قذف
به نظر ما، هرچند در كتب فقهى مانند جواهر و غير آن متعرّض اين فرع نشدهاند، ليكن به نظر مىرسد اگر اشاره كاملًا ظهور و دلالت داشته باشد، به جاى لفظ صريح يا ظاهر مىنشيند.
بحث دوّم: در صورتى كه قذف به لفظ باشد، آيا لفظ صريح لازم است يا ظهور عرفى- هرچند احتمال خلاف نيز داده شود- كفايت مىكند؟
آيهى شريفه الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنتِ [١] مىفرمايد: كسانى كه زنان عفيف را رمى مىكنند؛ بايد گفت براى «رمى» يك حقيقت و معناى شرعى نيست، بلكه در فهم معناى آن بايد به عرف مراجعه كرد تا فهميد «رمى محصنات» در كجا و چگونه محقّق مىگردد؟ آيا فقط صورتى است كه لفظ صراحت داشته باشد، يا آن كه اگر ظهور مورد اعتناى عرف نيز داشته باشد، كافى است؛ به گونهاى كه عرف از ظهور همان معنايى را بفهمد كه از لفظ صريح مىفهمد؟ در اين مورد دو روايت وجود دارد كه مفاد آنها بايد بررسى شود.
١- وبإسناده عن وهب بن وهب، عن جعفر بن محمّد عليه السلام، عن أبيه عليه السلام أنَّ عليّاً عليه السلام لم يكن يحدّ في التعريض حتّى يأتي بالفرية المصرّحة يا زان أو يابن الزانية، أو لست لأبيك. [٢]
فقه الحديث: «وهب بن وهب» توثيق ندارد. امام باقر عليه السلام فرمود: امير مؤمنان عليه السلام بر كنايه و تعريض، حدّ قذف جارى نمىكرد؛ يعنى در مواردى كه كلمات گوينده ظهورى در افترا و نسبت نداشت، بلكه به عنوان تعريض و گوشه و كنايه، بر مطلب دلالت داشت، امير مؤمنان عليه السلام حدّ قذف را اقامه نمىكرد؛ تا آن كه يك قذف و فريهى صريحى از او سر زند؛ مثل اين كه بگويد: اى زانى، يا اى پسر زن زنا كار، يا تو پسر پدرت نيستى.
آيا روايت كه «فرية مصرّحة» دارد، ظهور را خارج كرده و راه را منحصر در تصريح مىداند؟ يعنى فقط موردى را مىگويد كه هيچ احتمال خلافى جريان نداشته، و شائبهى خلافى راه نداشته باشد.
[١]. سورهى نور، ٤.
[٢]. وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٤٥٤، باب ١٩ از ابواب حدّ قذف، ح ٩.