آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٤٦٦ - فرع اوّل مقدار حدّ شرب مسكر
به بيان ديگر، آنچه موضوع هشتاد تازيانه است، قذف و افترا مىباشد و شرب خمر غالباً زمينهى آن را فراهم مىآورد؛ هرگاه قذفى محقّق شد، حدّش جارى مىشود. در حالى كه ما گفتيم: شرب مسكر و خمر بماهو شرب مسكر موضوع هشتاد تازيانه است؛ حتّى اگر مقدار اندكى از آن را تناول كند و به مستى نيز نرسد و قذف و افترايى هم نباشد، مرتكب كار حرام شده و بايد به او حدّ بزنند.
علاوه بر اين كه قذفى كه در حالت مستى و سكران از فرد سر مىزند، چگونه مىتواند موضوع ثبوت حدّ باشد؟ فرد مست، آدم عاقل نيست، او به ديوانه شبيه است، اگر ديوانه قذف كند، حدّى ندارد؛ لذا، بنا بر قواعد نبايد قذف در حال مستى حدّ داشته باشد.
تذكّر: از نظر فتوا مسلّم است كه حدّ شرب مسكر، هشتاد تازيانه است؛ ليكن به دليل عدم طرح در قرآن مجيد و اختلاف روايات در كيفيّت اجراى اين حدّ توسط رسول خدا صلى الله عليه و آله، اطّلاع بر مطالب زير سودمند است.
صاحب جواهر رحمه الله از مرحوم شهيد ثانى در مسالك نقل مىكند: شيعه و سنّى روايت كردهاند كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله شارب مسكر را با دست (سيلى) و نعال مىزد و مقدارى هم در روايات بر اين ضرب معيّن نشده است، در زمان خلافت عمر، پس از مشورت با امير مؤمنان عليه السلام حضرت، عدد هشتاد را پيشنهاد دادند و علّت آن را مستى و هذيان و افترا پس از شرب مسكر بيان فرمود. عمر نيز اين پيشنهاد را پذيرفت. بيشتر عامّه به مضمون اين روايت عمل كردهاند و برخى از آنان نيز چهل را بهطور مطلق پذيرفتهاند؛ يعنى خواه با تازيانه يا نعال يا دست؛ زيرا، صحابه روايت مىكنند كه در زمان رسول خدا صلى الله عليه و آله بر عدد چهل تكيه مىشده است.
هشتاد تازيانه كه امير مؤمنان عليه السلام معيّن كردند، روى پايهى تفويض است؛ يعنى به اختيار آنان گذاشته شده است؛ در حقيقت امير مؤمنان عليه السلام چهل تازيانه بر عددى كه در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله بود، افزودند. يعنى اين عدد ارتباط مستقيم با امير مؤمنان عليه السلام دارد. [١]
صاحب جواهر رحمه الله در ادامهى مطلب مىفرمايد: در كتاب الاستغاثة في بدع الثلاثة [٢] آمده
[١]. مسالك الافهام، ج ١٤، ص ٤٦٣؛ جواهر الكلام، ج ٤١، ص ٤٥٧.
[٢]. كتابى كوچكتر از معالم است.