آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٣٧٥ - بررسى اقوال مسأله
ما در آن مسأله بحث مفصّلى با صاحب مسالك رحمه الله داشتيم و گفتيم: بر پنج موردى كه به عنوان نقض مطرح كردهاند، عنوان تعزير در روايات اطلاق نشده است.
به هر حال، يا معتقديم دو نوع تعزير داريم: تعزيرى كه مقدّر شرعى دارد و تعزيرى كه مقدّر ندارد؛ و يا بر اين باوريم كه هرچه مقدّر دارد، تعزير نيست. بحث ما فعلًا در تعزيرى است كه مقدّر ندارد؛ امّا عقوبتى كه مقدارش معيّن است، از بحث ما خارج مىباشد.
آيا در مواردى كه شارع هيچ مقدارى معيّن نكرده، حاكم شرع مختار است هر مقدار تازيانهاى كه خواست بزند يا ضابطه دارد؟
صاحب جواهر رحمه الله در اين بحث چهار قول مطرح مىكند:
١- در حرّ، به حدّ حرّ يعنى صد تازيانه و در عبد به حدّ عبد يعنى چهل تازيانه نرسد.
٢- در حرّ و عبد تعزير نبايد به عدد چهل برسد.
٣- در حرّ نبايد به هفتاد و پنج تازيانه كه حدّ قيادت است، برسد؛ و در عبد به چهل نرسد.
٤- رعايت مناسبت هر گناهى با آن جهتى كه حدّ دارد؛ اگر از سنخ زنا است، هرچند زنا نباشد، حدّش صد تازيانه است؛ و اگر از سنخ قذف باشد، حدّش هشتاد تازيانه است؛ و اگر از سنخ قيادت است، بايد حدّش را كه هفتاد و پنج است، در نظر بگيريم و كمتر از آن مقدار را مىتوان به عنوان تعزير اختيار كند.
بررسى اقوال مسأله
محقّق رحمه الله مىفرمايد: «لا يبلغ به حدّ الحرّ في الحرّ وحدّ العبد في العبد» يعنى مقدار تعزير در حرّ نبايد به اندازهى حدّ حرّ برسد و در عبد به مقدار حدّ عبد برسد. [١]
مرحوم مجلسى رحمه الله در كتاب نفيس مرآت العقول، اين قول را به اصحاب نسبت داده است؛ [٢] كه از اين نسبت، شهرت استفاده مىشود.
صاحب جواهر رحمه الله وقتى به توضيح كلام محقّق رحمه الله مىپردازد حدّ حرّ را صد و حدّ عبد
[١]. شرايع الاسلام، ج ٤، ص ٩٤٨.
[٢]. مرآت العقول، ج ٢٣، ص ٣٧٤.