آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٧٦ - مطلب اوّل ريشهى لغوى لواط
الف: كلمهى لواط در لغت عرب وجود نداشته است. زيرا، عرب قبل از لوط پيامبر نيز وجود خارجى داشته، ولى اين عمل در ميان آنان رايج نبوده است؛ لذا، اين كلمه از نام حضرت لوط گرفته شده است، به لحاظ اين كه قوم او مرتكب اين عمل شنيع شدند.
ايشان اگر اين مطلب را قصد كرده باشد، با مراجعه به كتاب لغت مانند المنجد مىبينيم درباره لواط به اندازهى يك ستون يا كمتر از يك صفحه، در مشتقّات و معانى آن بحث كرده و مىگويد: «لاط، يَلُوط لَوْطاً يا لُوطاً» و «لاط الشيء بالشيء أي ألصقه به» معناى متعدّى دارد و «لاط الشيء بقلبى أيلصق به» معناى لازم دارد. «لاط يلوط لوطاً» به معناى ضرب و طبل مىآيد؛ و گاه به معناى زياده و ربا نيز استعمال مىگردد.
از اينرو، اگر مقصود صاحب جواهر رحمه الله اين احتمال باشد، كلامش تمام نيست؛ علاوه بر اين كه «لوط» نام پيامبرى بوده و معناى اسمى دارد و نه مصدرى، تا از آن فعلاشتقاق يابد.
ب: اگر مقصود ايشان آن است كه لواط به معناى اصطلاحى كه فقها مطرح مىكنند، ربطى به لغت ندارد و به قوم لوط مربوط بوده و از آنجا گرفتهاند و از آن زمان شيوع پيدا كرده است؛ بعيد نيست حرف قابل قبولى باشد. زيرا، از كلام قرآن مجيد استفاده مىشود كه اين عمل بىسابقه بوده است:
وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِى أَتَأْتُونَ الْفحِشَةَ مَا سَبَقَكُم بِهَا مِنْ أَحَدٍ مّنَ الْعلَمِينَ\* إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرّجَالَ شَهْوَةً مّن دُونِ النّسَآءِ بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ مُّسْرِفُونَ. [١]
يعنى حضرت لوط فرمود: مخترع اين عمل شما هستيد، هيچ كس چنين عملى را قبل از قوم لوط انجام نداده و سابقهى تاريخى نداشته است. در اين صورت، ممكن است به ذهن بيايد عملى كه هرچند به صورت نادر در خارج محقّق نشده و مبتلابه نيز نبوده و قبل از قوم لوط نيز به فكر كسى اين عمل خطور نكرده بود، نيازى به وضع لفظ براى آن نبوده است.
از اينرو، مىگوييم: لواط به معناى اصطلاحى مشتقّ از عمل قوم لوط است و ربطى به لغت ندارد؛ سابقهى لغوى و وضعى نيز براى آن نيست و كلام صاحب جواهر رحمه الله متين است.
[١]. سورهى اعراف، ٨٠ و ٨١.