آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٣٠٥ - حكم قذف جماعت
أبي جعفر عليه السلام، في الرّجل يقذف القوم جميعاً بكلمة واحدة، قال له: إذا لم يسمّهم فإنّما عليه حدّ واحد وإن سمّى فعليه لكلّ رجل حدّ. [١]
فقه الحديث: اين روايت در كتاب وسائل الشيعه به نام «ابوالحسن الشامى»، ولى در كتاب تهذيب «ابوالحسن السائى» [٢] مىباشد؛ به هر تقدير، اين فرد توثيق ندارد؛ بلكه مدحى نيز دربارهاش نرسيده است. لذا، سند روايت ضعيف، و از نظر ما مردود است.
از امام عليه السلام سؤال مىكند: مردى قومى را به كلمهى واحد قذف مىكند، حكمش چيست؟ امام عليه السلام فرمود: اگر نام آنان را نبرد، يك حدّ به او مىزنند؛ و اگر نامشان را ذكر كند، به نفع هر مردى حدّى زده مىشود.
صاحب جواهر رحمه الله اين روايت را دليل بر كلام مرحوم اسكافى رحمه الله گرفته، [٣] در حالى كه اگر سندش هم تمام بود، بر فتواى اسكافى رحمه الله دلالتى نداشت؛ زيرا، اسكافى رحمه الله مسأله تسميه و عدم آن را ذكر نكرده است؛ بلكه مىگويد: قذف واحد، حدّ واحد دارد؛ و در قذف متعدّد بين مطالبهى گروهى و فردى تفصيل مىدهد.
از طرف ديگر، با اين روايت، بطلان كلام مرحوم كاشف اللثام [٤] نيز روشن مىشود؛ زيرا، ايشان صورتى را كه اسم مىبرد، مصداق كلمهى واحد نگرفته؛ در حالى كه روايت آن را از مصاديقش شمرده است. زيرا، سؤال مىكند از مردى كه قومى را به «كلمهى واحده» قذف مىكند؛ امّا در كلمهى واحد بين جايى كه نام يكى يكى را بُرده و موردى كه نامى نبرده باشد، تفصيل مىدهد. و صاحب كشف اللثام رحمه الله مىگويد: اگر نام آنها را برده است، مصداق كلمهى واحد نيست.
نتيجهى بحث: اين روايت در «كلمهى واحده» تفصيلى داده كه هيچ كس از مشهور و اسكافى رحمه الله به آن ملتزم نشدهاند؛ سندش نيز تمام نيست. بنابراين، با توجّه به سه روايت
[١]. وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٤٤٤، باب ١١ از ابواب حدّ قذف، ح ٥.
[٢]. تهذيب الأخبار، ج ١٠، ص ٦٩، ح ٢٥٨.
[٣]. جواهر الكلام، ج ٤١، ص ٤٢٠.
[٤]. كشف اللثام، ج ٢، ص ٤١٣ و ٤١٤.