آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٣١٦ - فرع اوّل قتل در مرتبهى سوّم يا چهارم
[حكم تكرّر القذف]
[مسألة ٣- لو تكرّر الحدّ بتكرّر القذف، فالأحوط أن يقتل في الرابعة.
ولو قذف فحدّ، فقال: «إنّ الّذي قلت حقّ» وجب في الثاني التعزير.
ولو قذف شخصاً بسبب واحد عشر مرّات بأن قال: «أنت زانٍ» وكررّه ليس عليه إلّا حدّ واحد، ولو تعدّد المقذوف يتعدّد الحدّ. ولو تعدّد المقذوف به بأن قال: «أنت زان وأنت لائط» ففي تكرّر الحدّ إشكال والأقرب التكرّر.]
حكم تكرار قذف و حدّ
اين مسأله مشتمل بر سه فرع است.
١- اگر قذف متعدّد شد و پس از هر قذفى، حدّ جارى گشت، قتل در مرتبهى سوّم است يا در مرتبه چهارم؟ مىفرمايند: احتياط آن است كه در مرتبهى چهارم كشته شود.
٢- اگر قذفى از شخص سر زد و او را حدّ زدند. پس از اقامهى حدّ گفت: آنچه را گفتم راست بود، در مرتبهى دوّم او را تعزير مىكنند.
٣- اگر فردى را به يك سبب ده بار قذف كند، مثل اين كه به طور مكرّر به او بگويد: «تو زانى هستى»، يك حدّ به او مىزنند؛ ولى اگر مقذوف متعدّد بود، حدّ متعدّد مىگردد. اگر «مقذوف به» و نسبت قذف متعدّد شد، در تعدّد حدّ اشكال است؛ ليكن اقرب تعدّد مىباشد.
فرع اوّل: قتل در مرتبهى سوّم يا چهارم
در بحثهاى گذشته به تفصيل در اين مورد سخن گفتيم؛ اصل بحث ورود يك صحيحه به نام صحيحهى يونس است كه مفادش «أصحاب الكبائر إذا اقيم عليهم الحدّ مرّتين قتلوا في الثالثة» [١] و به نحو عموم است؛ منتهى در باب زنا، دليل خاص بر قتل در مرتبهى چهارم داريم؛ [٢] لذا، دست از عموم صحيحهى يونس برداشتيم. آيا در باب قذف نيز چنين مخصّصى داريم؟
[١]. وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٣١٣، باب ٥ از ابواب مقدّمات الحدود، ح ١.
[٢]. همان، ح ٢.